به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Threaded View

  1. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 فروردین 91 [ 23:38]
    تاریخ عضویت
    1391-1-04
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    840
    سطح
    15
    Points: 840, Level: 15
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 22 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دختری که به خواستگاریش رفتم برخی شرایط مورد نظرم رو نداره.

    یک سری حرف در جوابتون باید بگم
    فکر می کنم در موردم اشتباه قضاوت کردید
    سرافراز در خانواده من مرد سالاری نیست ،اما پدرم بازنشسته نیروهای مسلحه
    بنا به شغلش قانون مدار و با دسیپلینه
    قدیم خوب نبود.الان اخلاقش بهتر شده نمی دونم عاقل شده یا پیر شده . قدیما خیلی تند بود فقط با من،من پسر اخر خانواده ام.خیلی اختلاف سنیم باهاش زیاده
    از بچگیم تا یادم میاد ازش کتک می خوردم،یک بار منو برد بیرون باهم کباب خوردیم بهم گفت به مادرت نگو ،وقتی اومدم خونه مادرم نهار کشید.من گفتم سیرم کباب خوردم،سر این بچه 7 ساله رو طوری زد که خونه دوره سرم می چرخید
    از بچگیم تا یادم می اد یک پدر دست به کمر بود یک زیرزمین جیغ های مادرم که قسمش می داد نزنه
    همه کارا ی پدرم تو ذهنم مونده برا همینم هیچ وقت دلم نمی خواد کسی رو بزنم اونم عشقمو کسی که در مقابل من بی دفاع است کسی ازم خیلی ضعیف تره.چون خودم این دردو کشیدم.از همون موقع دنبال این بودم بتونم از خودم دفاع کنم برا همینم رفتم سراغ رشته های رزمی،جودو کارم.
    در مورد این دختر خانم ،فقط می خوام بهش قدرت نشون بدم می خوام یکم ازم بترسه
    درباره رابطه جنسی نمی دونم چطو بگم یک بار تو اسانسور بغلش کردم.خیلی محکم فشارش دادم فکر می کردم الان استخوناش می شکنه،خیلی لذت داشت انگار دنیا تحت کنترل من بود.ارامش خیلی خوبی داشتم ولی اون ناراحت شد ،بهش گفتم چی ناراحتش کرده گفت گناه گفتم گناه رو بی خیال شو بگو دوست داشتی یا نه .چیزی نگفت /اعتراض دیگه ای نداشت برا همین فکر کردم همونه که من می خوام .فکر می کنم معمولی بغلش کنم ارامش اون موقع رو بهم نمی ده. حسم اینه.این سادیسمه؟اینم بگم این حس من برگرفته از فیلم پورن نیست خیلی وقته کشفش کردم خیلی قبلتر از اینکه تصویر و فیلم خشونت امیز ببینم.
    به هیچ وجه دوست ندارم زنم از تحقیر شدن لذت ببره .فقط یکم حساب ببره بسه
    eng
    حق با شماست من تو حرفام نشونی از نگرونی نیست فقط می خوام بش تحکم کنم حق داره ناراحت شه
    سعی میکنم حرفاتو عملی کنم
    از کارشناس افتخاری ممنونم که به مشکلم پاسخم داد چشم حضورا می رم و...
    فقط بگم نمی دونم چرا دوست ندارم این حسم رو از دست بدم دوست دارم به چیزی که در ذهنم هست و برام لذت بخشه برسم.نمی خوام سرکوبش کنم. با دوستم صحبت کردم درک کرد چی می گم گفت اونم بعضی وقتها مثله منه
    فعلا صحبت های نهایی مون مون با دوستم موند
    برا بعد،به خودش گفتم خودمو گم کردم صبر کن پیدا کنم.
    با تشکر از پیام هاتون و خدانگهدار.

  2. 4 کاربر از پست مفید ashkannn تشکرکرده اند .

    ashkannn (شنبه 19 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.