به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 66
  1. #51
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    سوالات شما رو تفكيك مي كنم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط del
    ------------------------------
    1. من میخوام شروع کنم خودم و عواطفم رو بشناسم؛ آیا حق دارم که این عواطف رو به رفتار و حرکات دیگران نسبت بدم یا نه اینجا فقط حالات روحی و روانی خودم به شخصه محور هست!

    2. مثلا من چند روز قبل رنجیدم؛ احساس کردم همسرم برای من ارزشی قائل نیست و بود و نبود من هیچ تغییری در نوع برخورد ایشون با خانوم ها نداره؛ موقعیت در جایی بود که همسرم مدام سعی میکرد که توی جمع خانوم ها؛ شوخی و بگو و بخند کنه!
    اینجا من باید بگم که همسرم در ایجاد این احساس دخیله یا اینکه بگم من حساسیت زیادی دارم و باید در پذیرش کامل شخصیت و رفتار همسرم باشم؟
    ----------------------------------------------
    3. به نظرتون نیازه که تاپیک جداگانه ای برای این موضوع باز بشه؟
    -------------------------------------------------
    4. و سوال دوم از شما برادر خوبم میخوام که راهکاری رو برای حل مساله ی به وجود اومده در رابطه با خانواده و همسرم بهم ارائه بدید!
    [/color]
    جواب سوال 1 :
    ببينيد مهم عواطف شماست! احساسي هست كه شما داريد... بي شك ديگران در ايجاد موقعيتها دخالت دارند.. چون ما در تعامل و نقابل با افراد زندگي مي كنيم
    مثالي مي زنم: زني وقتي كه شوهرش از راه مي رسه از اينكه جلوي در بايد مدتها معطل بشه كه شوهرش با همسايه اي صحبت كنه، ناراحت مي شه و احساس بسيار بدي پيدا مي كنه! خب حالا مي تونه نسبت بده به شوهرش و موقعيتي كه ايجاد شده... بله بي شك اين موقعيت ايجاد شده! تفسير اين موقعيت يك فكره : اون فكر اينه كه شوهرم با اينكه مي دونه من ناراحت مي شم، اصلا براش مهم نيستم! و عاطفه حاصل از اين فكر: ناراحتيه!
    حالا موقعيت كدومه؟ و اون خانم بايد چه چيزي رو كنترل كنه؟ وضعيت شوهرش رو؟ موقعيت خودش رو؟
    جواب اينه كه وقتي عواطفتون رو شناسايي كرديد مهم نيست ديگران چه مي كنند... مهم اينه كه اون خانم، بايد موقعيتي كه در اون قرار گرفته رو كنترل كنه! چون توانسته عواطف خودش رو در اين موقعيت رو شناسايي كنه، خودش رو در اون موقعيت ديگه قرار نمي ده! پس وقتي شوهرش مي اد ديگه جلوي در معطل نمي شه! موقعيتي رو ايجاد مي كنه كه احساس بهتري رو هم تجربه كنه! اما اگر همين خانم عواطفش رو شناسايي نكرده باشه، جلوي در بارها و بارها مي ايسته!

    جواب سوال 2.
    ببينيد مي توانيد بسيار جرات مندانه، موضوع رو چند روز بعد از اين داستان، به همسرتون بگيد و احساستون رو با ايشون در ميون بگذاريد... لازم به هيچ تنبيه يا تهديدي نيست! اين رو بدونيد كه تنبيه يا تهديد، مي تونه رفتار رو در فرد، ماندگار كنه!
    اما اين رو بدونيد كه موقعيتها رو هميشه نمي شه در لحظه كنترل كرد! يعني شما وقتي احساست رو مي شناسي و مي دوني در اين موقعيت ناراحت مي شي! مي توني موقعيت رو ترك كني تا بعدا در موردش صحبت كنيد...

    جواب سوال 3.
    در اين رابطه شما صاحب اختياريد... من هر جا كه لازم باشه در خدمتم

    جواب سوال 4.
    مشكلي بوجود نيومده... اين مسائل اتفاق مي افته... هر چند نبايد پيش بياد اما سو تفاهماتي كه بوجود مي آد.. چند روز كه گذشت با همسرتون صحبت كنيد و بگيد سو تفاهمي بوده و باهاش همدلي كنيد... همينطور با خواهرتون هم صحبت كنيد و همدلي كنيد و با يه دور هم جمع شدن ساده در منزل شما، كدورت رو سريعا برطرف كنيد!


    در پاسخ به اقليما بايد بگم:
    در اين مواقع از آداب گفتگو كمك بگيريد...
    گاهي واقعا مهم حرفي كه ديگران مي زنند نيست... گاهي خستگي افراد،‌ فشارهاي كاري و ... موجب مي شه چيزهايي رو از سر ناخشنودي بيان كنند... اما مهمه كه اين مواقع شما بتواني با يك همدلي موثر، آتش رو به گلستان تبديل كنيد. اين مهارته!


  2. 9 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (چهارشنبه 16 فروردین 91)

  3. #52
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 91 [ 15:21]
    تاریخ عضویت
    1390-11-01
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    1,710
    سطح
    24
    Points: 1,710, Level: 24
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    194

    تشکرشده 194 در 102 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    رایحه عزیز ببخشید من سئوالم رو اینجا مطرح میکنم چون من هم شدیدا مشکل تجسس دارم. جناب آقای SCi یعنی منظور شما این هست که اگه یک زنی تمام مواردی رو که گفتین (اخلاق خوب، به خود رسیدن، لباس زیبا پوشیدن، غذای خوشمزه درست کردن) را رعایت کنه شوهرش هیچ وقت بهش خیانت نمی کنه؟؟ یعنی دیگه واقعا خیال همچین زنی باید از همه جهت راحت باشه؟ پس چرا بعضی زنها در کمال اعتماد از شوهراشون رودست میخورن؟ واقعا ما زنها چطور و از کجا بدون تجسس بفهمیم که همسران ما وفا دارن یا نه؟ اگه میشه لطفا ما را راهنمائی کنید. با تشکر

  4. 2 کاربر از پست مفید پرستوی مهاجر تشکرکرده اند .

    پرستوی مهاجر (پنجشنبه 17 فروردین 91)

  5. #53
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanazi_o
    رایحه عزیز ببخشید من سئوالم رو اینجا مطرح میکنم چون من هم شدیدا مشکل تجسس دارم. جناب آقای SCi یعنی منظور شما این هست که اگه یک زنی تمام مواردی رو که گفتین (اخلاق خوب، به خود رسیدن، لباس زیبا پوشیدن، غذای خوشمزه درست کردن) را رعایت کنه شوهرش هیچ وقت بهش خیانت نمی کنه؟؟ یعنی دیگه واقعا خیال همچین زنی باید از همه جهت راحت باشه؟ پس چرا بعضی زنها در کمال اعتماد از شوهراشون رودست میخورن؟ واقعا ما زنها چطور و از کجا بدون تجسس بفهمیم که همسران ما وفا دارن یا نه؟ اگه میشه لطفا ما را راهنمائی کنید. با تشکر
    خواهر بزرگوارم،‌
    لطف كنيد و پست ها رو به دقت بخونيد. اگر جايي سوال داشتيد و يا ابهامي وجود داشت، بپرسيد... واقعا مد نظرم نبود كه چنين برداشتي از پستهاي 47 و 35 داشته باشيد.
    به هيچ وجه خيال اين خانمي كه گفتيد نبايد راحت باشه... بحث تجسس رو يك بار ديگه بخونيد!
    من گفتم تجسس به معني بي توجهي، بي خيالي نيست...بهش اعتماد دارم و كاري بهش ندارم و توجهي بهش نمي كنم! بعضي مواقع همين به ظاهر اعتمادي كه مي گوييد، موجب بي توجهي مي شه! نهال عشق شما،‌ نياز به مراقبت،‌ توجه و نگهداري داره و راه اين مراقبت تجسس نيست!
    مردي كه به همسرش بد گمانه،‌ اگر چند دقيقه تلفنش رو دير برداره، مرد فكر مي كنه كه اي واي! رفته با يكي ديگه.. يا بر عكس! آيا اگر تجسس كنه و چيزي پيدا نكنه خيالش راحت مي شه؟ مطمئنا نمي شه! چون بد گمانه و سو ظن داره... مسير سو ظن پاياني نداره...
    اگر يك روز كسي ديد كه همسرش داره با سوء ظن وسائل شخصيش رو چك مي كنه... بايد بدونه كه اون زندگي واقعا زندگي شدني نيست!

  6. 8 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (چهارشنبه 16 فروردین 91)

  7. #54
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    با اجازه جناب sci

    زمینه ذهنی تجسس >>> بد گمانی ، سوء ظن و یا کنترل گری و وابستگی انحصار طلبانه هست

    زمینه ذهنی توجه و مراقبت بجا >>> بها دادن ، علاقه ، احترام ، اعتماد ، و انگیزه رابطه بهینه و .... همه اینها در نهایت خوش بینی هست .

    نه تجسس به معنای توجه و مراقبت از زندگی و خود و همسر هست ، و نه توجه و محبت بدور از تجسس و کنترل گری ، نشانه بیخیالی و عدم مراقبت .


    اگر نمی توانید ترس و نگرانی خود را که به تجسس وادارتان می کند کنار بگذارید ، باید روی زمینه ذهنی خود کار کنید و آنرا اصلاح کنید .



    .

  8. 8 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 03 اردیبهشت 91)

  9. #55
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 دی 92 [ 01:58]
    تاریخ عضویت
    1390-12-10
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    2,517
    سطح
    30
    Points: 2,517, Level: 30
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    1,315

    تشکرشده 1,426 در 250 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    به نظرم تجسس کنجکاوی بد گمانی بیشتر از همه روزگار خودمونو تلخ میکنه .مدام به این فکر میکنیم که الان همسرم کجاست.وقتی ازش میپرسیم در عوض اطمینان کردن شک دوم به سراغمون میاد واقعا همونجایی ست که الان به من گفت و.....

    از طرفی هم یه جمله ای جایی شنیدم خیلی جالب بود اینکه
    کسی که خیلی دوسش داری فرصت کمتری واسه اشتباه داره.بارها به همسرم گفتم چون دوست دارم ازت توقع اشتباه ندارم کوچکترین خدشه ای تو کارت خیلی واسم سنگین تموم میشه
    خدا نکنه از عزیزت کمترین کج رویی و ببینی دیگه نمیتونی اعتماد گذشته رو بهش داشته باشی
    با خودت میگی شاید دوباره..
    مگه اوندفعه این کارو نکرد....
    هرکی یک بار این راه و رفت بازم....
    این جمله هاست که کنجکاوی و شک رو تو ذهن بیدار میکنه

  10. 2 کاربر از پست مفید فائزه_م تشکرکرده اند .

    فائزه_م (چهارشنبه 16 فروردین 91)

  11. #56
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    نمی خواستم بنویسم ولی به احترام شما دوستام می نویسم.
    یه مدت بد جور دپرس و بی انگیزه شده بودم.انتظارم از همسرم چندین برابر شده بود.هر عملش که به مذاقم خوش نمی یومد به اون اتفاق ربط می دادم.عصبی بودم.همش قهر می کردم انتظار داشتم بیاد نزمو بکشه اونم انگار حوصله ناز کشیدن نداشت.شبها تا صبح کارم گریه بود که چرا زندگیم این طور شد یکی از شبها نذاشتم بخوابه تا مشکلمونو حل کنیم.حرفامونو زدیم و من آرومتر شدم فهمیدم منم مقصر بودم ولی فردای اونروز می خواستم برم تو یه سایتی.چشمم که به مرورگر خورد و دیدم بازم رفته تو اون سایتای مستهجن.دیوونه شدم داد زدم.ازش توضیح خواستم.ساکت بود و باز هم پشیمون.خواستم برم خونه پدرم نذاشت.بعد از کلی داد و بی داد انگار آروم شدم.انگار یکی بهم گفت چرا کمکش نمی کنی؟
    نشستم روبروش گفتم دست بردار ازین کارا و البته می دونم ترک کردن یه عادت سخته ولی کمکت می کنم و اونم به زبون ازم خواست کمکش کنم.
    الان حالم خوب شده.و امیدوار.
    تصمیم گرفتم فعالیتمو تو تالار کم کنم و رو زندگیم تمرکز کنم.

  12. 12 کاربر از پست مفید رایحه عشق تشکرکرده اند .

    رایحه عشق (یکشنبه 10 اردیبهشت 91)

  13. #57
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    خوش اومدي خانم.
    خيلي نگرانت شديم.
    فقط خواستم بگم به فكرت بوديم. مراقب خودت باش.

  14. 5 کاربر از پست مفید omid- zendegi تشکرکرده اند .

    omid- zendegi (شنبه 09 اردیبهشت 91)

  15. #58
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    رایحه عشق عزیز سلام

    از این که حالت رو خبر دادی ازت ممنونم

    امیدوارم با محبت و حوصله مشکل پیش آمده رو حل کنی

    ازت میخام قهر کردن رو حذف و گفتگو سازنده رو جایگزین کنی

    با وجودی که جات اینجا خالیه اما اگه باعث بهبود زندگیت میشه قابل احترامه

    موفق باشی عزیزم

  16. 4 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    ویدا@ (یکشنبه 10 اردیبهشت 91)

  17. #59
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 بهمن 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-2-30
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Social1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    3,824

    تشکرشده 3,762 در 695 پست

    Rep Power
    78
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    رایحه جان خیلی خوبه که روی زندگیت می خواهی بیشتر تمرکز کنی ....
    ولی عزیزم فقط خیلی حساس نشو و با تفکر روشن بینانه کمکش کن تا او هم راحتتر ترک کنه !!!!!!
    یعنی آرامشت رو حفظ کن و اگر دوباره کار اشتباهی کرد سعی کن خودت رو درگیر نکنی تا دوباره عصبی نشی یعنی به این فکر کن باید الان تمرکز بگیری و از راهش وارد بشی...
    و با عصبانیتت او را هم عصبی نکنی...

  18. 4 کاربر از پست مفید چشمک تشکرکرده اند .

    چشمک (شنبه 09 اردیبهشت 91)

  19. #60
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 خرداد 91 [ 17:25]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    1,063
    سطح
    17
    Points: 1,063, Level: 17
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 85 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    رایحه خانومی خوش اومدی دوباره
    فقط یه چیز رایحه خودت بهتر میدونی همه بدشون میاد یه اشتباهشونو هی بهشون یاداوری کنیم و خیلی وقتا امکان نداره با ایکار با ادم سر لج بیفتن و اوضاع خیلی خراب میشه! به خاطر همین سعی کن هی به خودت یاداوریش نکنی میدونم سخته ولی هر وقت خواستی بری تو فکر این موضوع خودتو سرگرم کن اخه وقتی هی بهش فکر کنی هی فکر کنی باعث میشه رو کاراتو رفتارتم اثر بذاره و خوب دل چرکینم میشی.یادمه اولین تاپیک اینجا که گذاشتم تو بودی که همش بهم میگفتی صبور باش صبور!!حالا من ازت میخوام با صبر بری جلو و کمک همسرت کنی صبرر
    میدونم مث همیشه موفق میشی

  20. 4 کاربر از پست مفید فاطمههه تشکرکرده اند .

    فاطمههه (یکشنبه 10 اردیبهشت 91)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.