تماس گرامی
موقعیت ما با هم زیاد فاصله نداشت .ار لحاظ مالی ما در یک سطح بودیم .از لحاظ شغلی من موقعیت خیلی خوب و معقولی دارم .من توی دانشگاه تدریس می کنم .از لحاظ تحصیلی هم این آقا از من سطح خیلی پایین تری داشت .از لحاظ ظاهری هم من از اون 11 سال کوچکتر بودم .پس برای من نقطه خارق العاده ای نبود .من عاشق موقعیتش از این لحاظ بودم که آدم نیک نام و سرشناسی بود و نفوذ بالایی داشت .بعنوان نمونه برای من جالب بود که همه جا ما مهمان وی آی پی بودیم .هیچوقت هیچ جا توی صف نبودیم و همه جا چند نفر دنبال ما بودند که کم و کسری نداشته باشیم .اینها برای من جذاب بود از اینکه همسر کسی باشم که انسان عادی نبود حس خوبی داشتم .البته این به معنای تایید این عقیده نیست.
مساله دیگه اینکه من مثل شما فکر نمی کنم .چرا من صادق نبودم؟ در حالیکه من در رفتارها و برخوردم با این آقا ذره ای ریا نداشتم .حتی در این 2 سال یک بار هم از من دروغ نشنید .حتی در بیان جزییات زندگی و طلاقم هم بیش از حد لازم صادق بودم چون عقیده داشتم شروع یک زندگی نیاز به صداقت صد در صد دارد .برعکس من فکر می کنم این آقا بر خلاف تمام اعتقادش زیاد صادق نبود .چرا باید مشکل قلبی اش را از من پنهان می کرد در حالیکه اظهر من الشمس بود .بارها در حضور من دچار تنگی نفس های حاد شد .ولی در پاسخ سوالات من همیشه عنوان می کرد که این حساسیت ریه هست .در صورتیکه دو بار آنژیو کرده بود و دریچه میترالش مشکل حاد داشت .همین امروز هم جراحی قلب باز کرد .و یا در خصوص مشکل جنسی و الت تناسلیش حتی هیچوقت کلمه ای بیان نکرده بود .فرض کنیم من این موضوع را بعد از ازدواج متوجه می شدم آنوقت چه اتفاقی می افتاد؟؟
همان روز هم هی تکرار کرد که این مشکل با عمل جراحی قابل اصلاح است .چند بار خواستم بپرسم چرا قبلا نگفتی؟؟ ولی حرفم را خوردم .حس کردم خودش اندازه کافی شرمنده هست این حرف بدترش می کند.یا لجبازی هایش در مورد پوشش ظاهری خیلی کودکانه بود .
تماس گرامی لطفا بنده را از مباحث مذهبی معاف کنید !! نه علاقه ای به اینگونه مباحث دارم و نه سررشته ای! بهتر است اینرا بسپاریم به متخصصین این رشته .موفق و موید باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)