همسرم 30 و من 29 سال داریم. 2 ساله که ازدواج کردیم و قبل از ازدواج 3 سال با هم در ارتباط بودیم. توی دانشگاه با هم آشنا شدیم. هردو فوق لیسانسیم.
هیچ بیماری ندارن. بیماری روحی که دارن و اون هم استرس هستش و یه کم فوبیای اجتماعی. البته خفیفه و تحت درمانه.
اطرافیانشون هم بیماری خاصی ندارن. فقط میدونم پدر و مادرش مثل اینکه سالهاست که با هم رابطه ندارن.
از اول هم علاقه ای به رابطه نداشت ایشون. حتی تماس معمولی.
فکر میکردم اگه رابطه کامل برقرار بشه درست میشه. ولی ماجرای اون رو هم که واستون تعریف کردم.
شوهرم توانایی ج ن س ی داره. چون رابطه کامل داشتیم. ولی تمایل نداره و اگر هم داره عمرا تقاضا نمیکنه. و چون میبینه من تمایل دارم بدش میاد. چون تفکرش اینه که زن نجیب نباید به این چیزا فکر کنه!
حدود 1 سال و نیمه که هییچ رابطه ای باهام برقرار نکرده و نمیذاره من هم طرفش برم. میگه میخوام از سرت بیفته و یاد بگیری جلوی این حستو بگیری.
واسم جالبه که با اینکه اصلا ناتوان ج ن س ی نیست ولی اصلا هوس نمیکنه و انقدر بدش میاد که من حس دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)