حامد گرامی
مشکل از این آقا نبود .ایشان همیشه در عشقش ثابت قدم بود .تا آخرین لحظه هم در اثبات علاقه اش کوتاهی نکرد .مالی روحی و جسمی .مشکل همیشه من بودم .من همیشه متغیر بودم .گاهی عاشق بودم و گاهی فارغ .این اقا متوجه بی کششی من شده بود بارها موضوع را به این صورت عنوان کرد که تو زن سرد مزاجی هستی در صورتیکه واقعیت این نبود ولی همیشه خودش را توجییه می کرد که شما هنوز در حال و هوای همسر سابقت هستی و من اینرا درک می کنم .واقعیت هم بود من در مساله ارتباط جسمی هنوز درگیر شوهر سابقم بودم .اون اینو پذیرفته بود و همیشه می گفت من کمکت می کنم که از این حالت بیرون بیای .من همیشه صادقانه بهش می گفتم چه مشکلاتی دارم .اون صبورانه درک می کرد .
مشکل اینجا بود که هر بار عشق و اشتیاق اون و صبوریش رو می دیدم احساس می کردم من باید این مرد رو بپذیرم .احساس دین می کردم .با خودم همیشه درگیر بودم .
اینو واقعا می گم ولی این مرد باعث شد من بفهمم من دو نفرم .دو تا شخصیت دارم .یک سر این شخصیت عاشق بود و یک سرش همیشه موج منفی می داد .هیچوقت هم این دو تا با هم کنار نیامدند.باعث شد بفهمم من نرمال نیستم .باعث شد بفهمم من دیگه نمی تونم با یه مرد باشم .
همین الان هم این درگیری هنوز ادامه داره .اگه صد سال دیگه هم با من بود باز هم من با این درگیری عذابش می دادم .از دست من راحت شد.من موندم و عذاب وجدان و ادامه درگیری!!
حامد گرامی تصمیم ندارم به این رابطه برگردم ولی حسی در درونم به من میگه که این مرد باز هم بر می گرده .نمی تونه منو فراموش کنه .با اینکه این مساله پیش اومده باز هم قبل از عملش وصیت کرده بود که اگه مشکلی براش پیش اومد من اندازه یه همسر دایمی حق ارث دارم! چند روز قبل هم اس ام اس داد که فکر نکن از دست من راحت شدی .من تا روزیکه تو ازدواج نکنی هستم .اهل حرف هم نیست .می شناسمش .
فعلا که توی بیمارستانه تماسی نیست و نخواهد هم بود .خدا کنه قبول کنه و به اصرار خانوادش ازدواج کنه .اونا براش مورد های خوبی معرفی کرده بودن .خدا بهش کمک کنه و منم شفا بده!
از همیاری همه دوستان گرامی ممنون .برای همه آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)