امروز اس ام اس داد که متاسفانه نتونستم خانواده ام را راضی کنم و نظرشون را جلب کنم و اگر هم مساله بخواهد
در دراز مدت حل بشه باز واسه من پشتوانه نداره و من مجبورم یک طرف را انتخاب کنم اما بودن یک طرف کافی
نیست. گفت بخاطر این شرایط سخت مجبور شدم روی دلم پا بگذارم و . بهر حال با اتفاقاتی افتاد آینده خوبی واسه
این ازدواج ندیدم. دوست داشتم دو طرف باشن و ازدواج با از دست دادن خانواده جالب نیست. ببخشید که تو این مدت نا خواسته وقتتون را تلف کردم امیدوارم خوشبخت شین.
من گفتم دید خودم هم نسبت به این ازدواج تغییر کرده بود و به نظرم به صلاح هیچکدوم نبود.
بالهای صداقت راست گفت مقصر خودم بودم که قبول کردم بدون خواستگاری رسمی با این آقا آشنا شم. فکر می
کردم همین که دوتا خانواده ها اطلاع دارند کافیه اصلا فکر نمی کردم آخرش اینطوری شه :(








علاقه مندی ها (Bookmarks)