نگراني من اينه كه اگر من هم بخوام مثل خودش ازش اين ور و اون ور تعريف كنم اون شايد فكر كنه كارش درسته و ادامه بده...من نمي فهمم دقيقا توجه يعني چي ؟مي دونين اين روند نه افزايش داشته و نه كاهش ...حس من اينه كه در دوران بچگيش پدر و مخصوصا مادرش به قدر كافي از اون تعريف نكردند با توجه به رفتار انتقاد گر مادرش ميگم...به خدا من خيلي وقتا بهش توجه ويژه دارم ...اونه كه خيلي وقتا خودشو لوس ميكنه...نمي دونم براي رفع اين عدم اعتماد به نفس بايد چه طور كمكش كنم؟ مثلا اگه جاي من توي موقعيتي بودين كه اون داره ناز مي كنه دقيقا چه عكس العملي نشون ميدادين؟من عصبي ميشم چون انتظار من چيز ديگه ايه!!