سلام
امیدوارم حالتون بهتر شده باشه
بابت مشکلی که براتون پیش اومده متاسفم و خیلی تحسینتون می کنم که با خویشتن داری مسئله رو مدیریت کردین و می کنین
می تونم بپرسم که همسرتون چه جور آدمی هستن؟ مثلا از نظر اعتقادی، خانواده و تحصیلات. آیا ایشون قبل از ازدواج اهل دوستی با جنس مخالف بودن ؟ چقدر در روابطشون باز هستن؟
اگر ایشون آدم مذهبی (یا پایبندی) هستن خانواده ی خوبی دارن و از تحصیلات مناسبی برخوردارن، که به نظر من محدود کردن اصلا چاره کار نیست . اگر این طور هستن ممکنه یک مورد خیلی سطحی پیش اومده که برای ایشون عذاب وجدان زیادی به همراه آورده که به شما انتقال داده و فکر نمی کنم که اصلا چیز مهمی بوده باشه و بهتره اون قضیه رو اصلا رها کنین و به جاش روی بهتر کردن روابطتون تمرکز کنین
اما اگر ایشون خیلی فرد بازی بودن و هستن (قبل از ازدواجم خیلی آزاد بودن) و خونوادشون هم انسجام کافی رو نداره و از این موارد توشون دیده می شه (قبح این مسئله کمه) اون وقت لازمه خودتون به نحوی زشتی این کار رو براشون پر رنگ کنید که می تونه از نوع محدودیت غیر مستقیم باشه و یه مقدار کنترل بیشتر
در ضمن، فکر نمی کنین که فاصلتون از همسرتون خیلی زیاده، اگر چه به رابطه ی مستقیم و خطی "کمبود و خیانت" معتقد نیستم ولی فکر می کنم همسر شما از مسائلی تو زندگیتون در عذاب بوده و شاید هست که شما به علت این فاصله متوجه نشدین ( حتی تو این چند ماهم متوجه مشکلی نشدین) کمتر زنی رو می شناسم که به خاطر مسائل مادی (مبل و تلویزیون و ... چنینی کاری با زندگیش بکنه) ولی خیلی ها رو می شناسم که از کمبود درک و توجه همسردر زندگیشون خلا احساس می کنن. آیا با همسرتون به اندازه کافی صحبت می کنین ؟ به ظاهرش لباس پوشیدنش توجه دارین؟ حال و احوال کار و دانشگاهشو می پرسین؟ از حال خونوداش و دوستاش جویا می شین؟ با هم درد و دل می کنین؟ شما هم ادم توداری به نظر میاین که احتمالا خیلی درونتون و خواسته هاتون رو واضح مطرح نمی کنین
در آخر با توجه به مطالبی که نوشتین من به شخصه فکر می کنم شاید کمبود همدلی و درک متقابل این مشکل رو بوجود آورده و از طرفی این قضیه بیخ و بن نداره یه مسئله سطحی بوده که به چاشنی عذاب وجدان، سو تفاهم و شاید جلب توجه پر رنگ شده
از صمیم دل آرزو می کنم صمیمیت و اعتماد دوباره به زندگیتون برگرده









علاقه مندی ها (Bookmarks)