سلام خواهرم،
سن شما چقدر است؟
ازدواج، امر بسیار مهمی است و با احساسات صرف و اتشین نسبت به یک نفر یا خیال پردازی و اسطوره سازی فقط به بیراهه ای ختم می شه که بعدها جمع کردنش سخته... اینکه ایشون به شما محبت می کنه موجب شده احساست شما درگیر بشه... و چون فردی سنتیمنتال هستید درگیر این رابطه شده اید.. طول این رابطه مهم نیست! شاید ده سال هم طول می کشید... شما تعهدی ندارید، به شما کمک می کنیم تا احساسات واقعی خودتون رو بشناسید
این سردرگمی شما طبیعیه... چون اطلاعات شما نسبت به ایشون کافی نیست! شما بر خلاف طول ارتباطی که داشته اید، ایشون رو نمی شناسید! و عملا دوستی به منظور شناخت رو تجربه نکرده اید.. باید بگم متاسفانه شما پسر عموتون رو هم کامل نمی شناسید... این به روحیه حساس شما اسیب خواهد زد ...
موضوع ازدواج خیلی ظریف، مهم و دقیقه و بحث یک عمر زندگیه
من به شما پیشنهاد می کنم مدتی ( حداقل سه هفته یا یک ماه) از این اقای محترم و پسر عمو دور باشید و بنویسید:
۱. ایا شما می خواهید ازدواج کنید؟ چرا؟
۲. چرا فکر می کنید اماده ازدواج هستید؟
۳. از چه نوع محبتی خوشحال می شوید؟ از جانب چه کس یا کسانی؟
۴. چرا فکر می کنید که این فرد برای فکر کردن به موضوع ازدواج برای شما مناسب است؟
۵. پسر عموی شما چه ویژگیهایی دارد؟
۶. بی پروا، بدون ترس، پسر عموتون رو با این فرد در خصوصیات مثبت و منفی مقایسه کنید
۷. معیارهای شما برای ازدواج چیست؟ کاری به این دو نفر نداریم..
۸. دوست دارید اینده چگونه باشد؟ اگر بخواهید سفارش بدید تا اینده شما انگونه باشد؟
۹. می تونید یک شوهر خوب برای خودتون سفارش بدید بسازیم؟ ویژگیهاش رو بنویسید
من توصیه می کنم بعد از این جلسات مشاوره مجازی که بسیار برای شما کاربردی خواهد بود، به اتفاق کاندیدای خودتون به مشاور حضوری بروید









علاقه مندی ها (Bookmarks)