سلام
فكر مي كنم خانم شما از برخي رفتارهاي شما در حال و يا حتي گذشته ناراحت مي شود ولي نمي خواهد مستقيماً با شما در خصوص آنها صحبت كند و انتظار دارد كه شما خودتان متوجه شويد و و قتي مي بيند كه شما متوجه نمي شويد آنقدر در درون خودش به آن مسئله فكر مي كند و به آن بال وپر مي دهد كه يكدفعه نسبت به شما بسيار خشمگين مي شود و بطور غير ارادي واكنش نشان مي دهد .
علت نگفتنش هم يا مربوط به خودش هست كه شخصي درونگراست يا مربوط به شما كه ممكن است اولين باري كه خواسته از شما گلايه كند شما به او ميدان نداده ايد و در نتيجه او تصميم گرفته كه ديگر با شما صحبتي نكند ،او شما را دوست دارد و خواهان زندگي دور از بحث و جدل مي باشد ولي خشم سركوب شده اش درونش باقي مانده و از بين نرفته است . احتمالاً برخي از گفتار ويا رفتارهاي شما او را آزار مي دهد و با توجه به علاقه اي كه به شما داشته دچار ترديد در احساسش مي شود.
سعي كنيد با ملايمت در شرايطي كه حال روحيش خوب است ازش سوال كنيد آيا نارضايتي از شما دارد ؟ آيا از آغاز زندگيتان دلخوري از شما دارد؟ در وهله اول به شما جواب نمي دهد به نرمي و ملايمت تلاش كنيد صحبت كنيد اگر جوابي داد در مقابلش جبهه نگيرد و عصباني نشويد و سعي نكنيد كه رفتار هاي بدخودش را به او در همان زمان يادآوري كنيد.
در ضمن اگر ممكن است بگوييد آيا پس از ازدواج زندگي اجتماعي همسرتان (ارتباط با دوستان يا خانواده ) محدودتر شده است يا خير ؟ مديريت مسائل مالي را شما بعهده گرفتيد يا او ؟ آيا استقلال مالي دارد يا حقوقش را شما دريافت مي كنيد؟
موفق باشيد