به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: نا اميد شدم

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 31 فروردین 91 [ 20:16]
    تاریخ عضویت
    1391-1-28
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    641
    سطح
    12
    Points: 641, Level: 12
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نا اميد شدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ویدا@
    دوست عزیز سلام

    راه درستی برای یه رابطه آینده دار دوستی با پسرای مختلف نیست

    دوست عزیزم بهتره قبل از ازدواج روی خودت کار کنی چون احساس میکنم آمادگی ازدواج هم نداری

    ازدواج برای فرار از مشکلات درست نیست

    به خدا توکل کن و به جنبه های دیگر زندگیت توجه کن

    بازم میگم دوست عزیزم خودت رو درگیر این دوستیا نکن

    موفق باشی
    سلام مرسي از راهنماييت ولي باور كنيد من اصلا ساده يا بچه يا حتي دنبال رابطه هاي متعدد نيستم شايد قبلا بودم ولي سن ادم كه ميره بالا دنبال يك نفري كه بتوني تمام عمرتو باهاش بموني و دوستش داشته باشي من همينو ميخوام ولي مشكل اينكه من خيلي ادم تنهاييم رابطه من با اون يكي هم تقريبا تموم شده ولي خودش ول كن نيست ولي من مطمئنم كه اونو نميخوام مشكل من سر اين دوستي طولاني مدت خودمه كه شده واسم يه عادت مثل معتادها كه به مواد نياز دارم شدم دوست داشتم باهاش زندگي كنم ولي مي بينم بي اراده است دلسرد ميشم اشتباه من اين بود كه دوستي تو سن كم شروع كردم ، به نظرم اگه رابطه دوستي با كسي بخواي شروع كني فقط بايد براي آشنايي قبل از ازدواج باشه و چند ماه واقعا كافيه نه اين همه مدت!
    البته خيلي سرد شدم حالا ديگه برام مهم نيست مثل انوقتا فقط مشكل من اينه چون كسي كه واقعا بتونم بهش تكيه كنم نيست نمي تونم كامل اين رابطه رو تموم كنم ميدونم بايد تموم كنم ولي واقعا واسم سخته! نيست هم تو خونه تنهام فقط با پدرم زندگي ميكنم اينا باعث شده بدبختي منو بيشتر بشه و نتونم اين اعتياد ترك كنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پارلا
    اسکای19 عزیز
    تقریبا مثل همیم با این تفاوت که طرف مقابل من واقعا از دل و جون مایه میذاشت که منو ببینه
    وقتی من دانشگاه تو شهری که اون درس میخوند قبول شدم،و قبلش چهار سال با هم فقط به صورت تلفنی و اینترنی دوست بودیم،اون هفته ای حداقل سه بار ازم میخواست که با هم بریم گردش
    پارک،گالری،رستوران...
    خوش قیافه هم بود و پولدار
    جوری که چهارنفر از هم کلاسی هام و دوستام میخواستن با اون باشن!!!
    میگفتن اگه ازش خسته شدی ما رو بهش معرفی کن!
    این جور رابطه ها پر از استرس هستن.و معمولا پایان خوبی ندارن
    کسی که من اون رو نامزد خودم میدونستم،رفت و با یکی دیگه ازدواج کرد
    هرچند الان میخواد دوباره با من باشه ولی چه فایده؟
    وقتی گفتم تو سرد شدی و مثل قبل نیستی و پرخاشگر و عصبی شدی
    گفت اگه میخوای میتونیم جدا شیم!
    به همین سادگی
    و جدا شدیم
    زندگی یه دختر بیگناه رو هم تباه کرده چون نمیخوادش و میگه دوباره منو میخواد!
    از من میشنوی این رابطه تلفنی رو درجا قطع کن
    البته احساسات اون آقاپسر رو هم در نظر بگیر
    اگه فکر میکنی وابسته شده که بعد از این همه سال حتما هردوتون وابسته شدید،کم کم ازش دور شو که هم واسه خودت خیلی سخت نباشه هم اینکه اون آقا ضربه نخورن
    عزیزم علایقت،اون چیزایی که میخوای رو همیشه در نظر بگیر چون اگه بدون در نظر گرفتن اینا ازدواج کنی،و به اصطلاح بخوای فداکاری کنی،اشتباه میکنی چون بعدا ناخواسته به خاطر علایق و احساسات سرکوب شده ت زندگی رو واسه خودت و همسرت تلخ خواهی کرد که این عواقبش بدتره
    در موردرابطه دومت نظری ندارم ولی تا میتونی فعلا دور اینجور رابطه ها رو خط بکش تا یه شخصی تا با شخصی که به ایده آلت نزدیک تره آشنا بشی و بعد با خیال راخت در موردش تصمیم بگیری
    شاد و خوشبخت باشی
    سلام پارلاي عزيز
    آره درسته طرفم به من وابسته است چند باريم گفتم بهش بهتره جدا شيم ولي دلم براش سوخت و بي خيال شدم .
    البته چند وقتي يكي از دوستاش كه 10 سال با يه دختره دوست بوده ، دختره اين پسره رو ول ميكنه ميره ازدواج ميكنه حداكثر ناراحتي پسره هم يه ماه بوده تازه اونا همش همو مي ديدن فهميدن طرف من فوقش چند هفته دپرس بمونه ولي اين شخصي كه واقعا ضربه ميخوره منم نه اون. اخيرا فهميدم چرا اسلام محدود كرده روابطه دختر و پسرو كه اونم بخاطر روحيه خاص و فوق العاده حساس ما بوده، ميدونين مشكل جامعه ما هست يادمه زماني كه دبيرستان بودم اكثرن دوست پسر داشتن ، دانشگاه اومدم بدتر حتي اون چادريشم يكي داشت خب وقتي دوست بودن با يه پسر مثل داشتن يه چيز واجب ميمونه اگه نداشته باشي انگار يه چيزي كم داري از بقيه منم معصوم نبودم تحت تاثير قرار گرفتم مثل همه بخدا افراط نميكنم بخدا همين جوري بود اميدوارم و از خدا ميخوام كمكم كنه بتونم اين رابطه رو يا تموم كنم يا طرفم سرش به سنگ بخوره بياد جلو همين
    با تشكر از همه

  2. کاربر روبرو از پست مفید sky19 تشکرکرده است .

    sky19 (سه شنبه 29 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.