مریمی خودمم آتیش گرفتم . دلم برای خودم کباب شده .توی اداره م ولی اشک توی چشمام حلقه زده ، همه یه جوری نگام میکنن.
آخه مریم من مقصر بودم من با حرفام همه چی رو خراب کردم. من بهونه دستشون دادم. مریم بعد طلاقم چی میشه ؟ من از طلاق میترسم اما اون نمیترسهچرا حرفایی رو که بهش زدم گذاشته کف دست مادرش ؟ میخوام تلاش کنم میخوام جبران کنم ولی قبول نمیکنن، تحقیرم میکنن
دیشب گفت از حرص توام شده ببین دفعه بعد چطوری با زنم زندگی کنم. خرد شدم ، شکستم . دیشب روی پای بابام کلی گریه کردم، اگه اونم نداشتم چی
![]()
دارم پست (واسه سبکتکین) رو میخونم که شبیه شرایط منه. دیدین هر توصیه ای بهش کردن انجام داد ولی شوهرش بر نگشت. منم همونجوری میشم.







چرا حرفایی رو که بهش زدم گذاشته کف دست مادرش ؟ میخوام تلاش کنم میخوام جبران کنم ولی قبول نمیکنن، تحقیرم میکنن

علاقه مندی ها (Bookmarks)