سلام kind
همانطور که خودتان خوب می دانید و در اینجا هم اشاره کرده اید، تسلیم شدن و لذت بردن و بعد احساسی در گرو تعهد زناشویی هست. چرا که در غیر این صورت اگر وصلتی صورت نگیرد به شدت موجب پریشانی می شود و اگر صورت بگیرد موجب بدبینی در همسرخواهد شد. و این سوء ظن همیشه وجود دارد که این خانم(یا این آقا)، کسی هست که بدون هیچ حدود قانونی و شرعی برای لذت خودش را تسلیم کرد. و اگر ایشون به چیزی پایبند نیست، می تواند این اتفاق باز هم تکرار شود و این مسئله سوهان روح و منجر به پارانویا شدید می شود.
از طرف دیگر، رابطه همسری ، یک رابطه تعادلی و دو طرفه هست. نه اینکه یک نفر بدون توجه به خواسته های احساسی و منطقی طرف مقابل ، صرفا بر اساس خواست خود تصمیم بگیرد(چه مسائل جنسی یا حتی سایر مسائل)، لذا چنین روحیه ای بدون شک پس از ازدواج که افراد برای هم عادی می شوند، شدیدتر خودش را نشان می دهد، و یک نفر باید بسوزد و بسازد و دیگری از موضع بالا تصمیم بگیرد.
محبت و علاقه و احساس یک نیاز ضروری هست که باید وجود داشته باشد تا افراد برای ازدواج پا پیش بگذراند، لیکن دهها معیار مهم دیگر هم هست. برابری ، احترام به حقوق طرف مقابل، مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری ، آینده نگری، خویشتنداری، و بالغ بودن از سایر معیارهای مهم هست.
اگر بحث ازدواج هست باید بسیار جسورتر و دور اندیش تر باشید. اما اگر بحث ازدواج نیست، باید به شدت نگران بوده و پرهیز کنید.
شما خودتون باشید، با عقایدتون و محکم و با جسارت، تا او شما را انتخاب کند، و شما هم بازخوردی از او ببینید تا بهتر او را بشناسید.
به هر حال امیدوارم به خاطر این زکاوت و خویشتنداری که دارید، بتوانید مراحل زندگی خود را محکم تر از قبل طی فرمائید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)