به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 57

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مرداد 97 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1391-1-13
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    5,958
    سطح
    50
    Points: 5,958, Level: 50
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 33 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عذاب وجدان بعد از بهم خوردن نامزدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط سرافراز
    نقل قول نوشته اصلی توسط سرافراز
    همون چند تا علامت سوال كه فرستادي بسه. لازم بشه جواب ميده. درضمن اگر قرار باشه چيزي رو دوباره شروع كنيد بايد رسمي و از طرف خانواده ها باشه. دفعه پيش هم علت بهم خوردن، خانواده ها بودند پس بنظر مي رسه شرط رضايت اونها در اولويت اوله و اگر حتي شما يواشكي دونفري با هم حرف بزنيد فايده اي نداره.
    در تکمیل صحبتهام...

    مشخص بود که کار به گفتگوی دونفره یواشکی می رسه.
    دختر خانم شما رو دوست داره و اینکه میگه بعد صحبت نه تو به فکر من باش نه من به فکر تو الکیه. می خواد تورو متوجه کنه که به پاش وایستی و یجور تهدید نرم برای بیان این مطلبه که تورو خدا یه کاری کن من نرم!
    اما شما...
    ببینید علی رغم نیت دختر خانم که برای من محرز هست شما بر سر توافقات قبلی بمونید و زیرش نزنید. یعنی اینکه اگر نمی تونید واقعا خرج عروسی رو دوبرابر کنید نکنید. خیلی خیلی مهم هست که دختر خانم رو توجیه کنید. بهش بگید من واقعا نمیتونم و از توان من خارجه که بخوام هزینه ها رو دوبرابر کنم. بحث دوست داشتنم یک طرفه و بحث آرامش فکری و سلامت روحیم هم یکطرف. نمی خوام بخاطر قرض و قوله همین اول زندگی تحت فشار باشم و مطمئنا این فشار به زندگی دونفریمون میاد و اولین کسی هم که اذیت خواهد شد خود شمایی. اینو مطمئنم اگر داشته باشم و اگر خداوند روزی بیشتری بهم بده 100% از خرج کردن برای شما دریغ نمی کنم اما در شرایط موجود لزومی به چنین اثباتی نمی بینم و ترجیح می دم توی زندگیم با کار و تلاش عشق و دوست داشتنم رو ثابت کنم.من به همکاری شما نیاز دارم و شما هم اگر خواهان این ارتباط هستی بهتره خانواده رو متوجه این قضیه بکنی و کنار من وایستی نه در مقابل من. شما اگر با من باشی من هر مشکلی رو تحمل می کنم ولی اگر بری در جبهه مقابل من چطور می تونم روی پشتوانه شما حساب کنم....

    آقای tomcat:
    لازم نیست حرفاتون رو ویرایش یا سانسور کنید. قول الکی ندید. دخترخانم خودش اومده دنبالت پس تورو می خواد. فقط قانعش کن همین! و نترس از اینکه بذاره بره چون اینجوری الگوی بدی در زندگی درست می کنی. نترس و مرد باش!! و در اولین فرصت پس از گفتگوی ضمنی تون فورا با واسطه و ریش سفید محترم، رابطه رو دوباره رسمی کنید و یادتون نره بر اعصاب و حرفهایی که می زنید کنترل داشته باشید....جانب احترام رو همیشه داشته باشید.


    داخل پرانتز عرض میکنم:بحث اینکه به دختر خانم بگید شما اول یه چیز گفتید بعد زدید زیر قولتون پدرت ال کرد بل کرد و غیره رو هرگز مطرح نکنید(احساسات ایشون رو جریحه دار نکنید). فقط دختر خانم و به طبع اون خانواده محترمش رو راضی کنید که دوبرابر کردن خرج عروسی به صلاح نیست...
    ممنون از راهنمایت من دیشب یه 20 دقیقه ای تلفنی که باایشان صحبت کردم گفتن که میخوان یکسری مسائل رو که پیش آمده بود رو برام توضیح بدن که فردا دچار سوء تفاهم نشید و پدر و مادرم در این جریان هیچ نقشی نداشتن و این تصمیم خودم بوده که ما به درد م نمیخوریم ایشان میگفتن که شما چرا خیلی راحت از من گذشتی و پای من هیچ کاری نکردی چرا به خاطر من چلوی پدر و مادرت نایستادی این رو که گفت من دیگه کپ کردم این دیگه چه صحبتی بود کرد دختر هرجه قدر هم که بی سیاست باشه نباید این حرف رو بزنه که به خاطر من جلوی خانوادت وایسا اینه که ته دل من رو میلرزونه و احساس میکنم اگر ایدئولوژی ایشان این باشه خوب این در زندگی آینده خیلی خطرناک خواهد بود لاقل برای من که نمیتونم با خانوادم قطع ارتباط یا مقابلشون وایسم بابا ناسلامتی پدر و مادرم هستند بیگانه که نیستم کافر هم این کار رو با پدر و مادر خودش میکنه؟ البته شاید این صحبتی که کرده صحبتی بوده که در خانه ایشان میشه و ایشان آمده به من منتقل کرده شایدم از روی بچگی این صحبت رو کرده نمیدانم تو رو خودا راهنمایم کنید چکار کنم

    یعد یک چیز که یادم رفت بگم اینه که حس ششم میگه که مادرش از این ارتباط اطلاع داره آخه ایشان در خانه و شب صحبت کرد البت در حمام صحبت میکرد چون صدا میپیچید
    ویک یک چیز اینکه من دانستم که مادر ایشان در خانه همه کاره هستند البته اینجوری نشان نمیدن

  2. کاربر روبرو از پست مفید tomcat تشکرکرده است .

    tomcat (پنجشنبه 31 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.