اسکای عزیز، سلام
* گاهی آدمها وقتی از مساله ای ناراضی می شند، نارضایتی شون رو جور دیگه ای نشون بمی دن مثلا با اعمال قدرت تو زمینه ای که قدرتش رو دارن یا محدود کردن طرف مقابل یا بقول شما اذیت کردنش یا ...
* یا اینکه اصلا در ذهن خودشون و بدون تعامل با طرف مقابل علت تراشی می کنن و به نتیجه می رسن که دلیل یک مشکل چیه و می خوان اون علت رو از بین ببرن، منظورم اینه که شاید پدر شما متوجه مشکلی در زندگی شده و علت اون رو شغل مادرتون می دونه و بخاطر حل اون مشکل، با کار کردن مادرتون مخالفت می کنه. درصورتیکه راه حل ممکنه چیز دیگه ای باشه.
* شاید هم واقعا پدرتون نیاز بیشتری به مصاحبت به مادرتون پیدا کرده!
* و هزار شاید و علت دیگه
بنظرم اینجا نشه نظر داد چون ما نمی تونیم بفهمیم که تو ذهن پدرتون و مادرتون چی می گذره.
بهترین روش اینه که یک نفر فرد مجرب و بی طرف (بنظر من یک مشاور)، که بتونه اعتماد هردو طرف رو جلب کنه باهاشون صحبت کنه و ببینه دلیل و علت واقعی مشکلشون چیه و به خودشون هم بگه. اونوقت هردو با کمک اون فرد بهتر می تونن راهکار برای زندگیشون بدن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)