سلام یاس عزیز
خوش خبر باشی خیلی خوشحال شدم به نظر من حالا که خواسته برگردی حواست رو جمع کن هر شرط و شروطی رو بدون در نظر گرفتن عواقبش و انتظارات بعدی همسرت قبول نکنی اگه واقعا در توان خودت دیدی که می تونی بپذیری و از این بابت مشکلی نخواهی داشت قبول کن وگرنه اگه بخوای مثل من که بارها واسه فرار از موقعیت الان و اینکه کسی مشکلم رو نفهمه و حرفم نیافته تو دهنها بخوای به هر قیمتی برگردی احتمال برگشتت دوباره خیلی زیاده چون بهت زور میاد و دوباره درگیری و اختلاف سر می گیره و روز از نو و روزی از نو البته این فقط نظر منه به نظر بقیه بچه ها هم گوش بده منتها چون رفتارهای شوهر من و شما و لجبازی کردن و به حرف پدر و مادر بودنشون ، حتی قفل در رو عوض کردنشون خیلی شبیه هم هست از این بابت میگم که یه جورایی بدعادت نشه و فکر نکنه که شما حاضری تن به هر خواسته غیرعقلانیش بدی درسته که اشتباه کردی خوب اونم بی تقصیر نبوده و اگه کسی قصدش زندگی کردن و ساختن زندگیش باشه شرط و شروطای بی منطقی رو مطرح نمی کنه من هر دفعه شرطاشو قبول کردم حالا دورادور شنیدم که میگه در صورتی حاضره که به زندگی با من فکر کنه ( دقت کن فکرکنه) که من مهریه مو ببخشم و سر کارم نرم تازه باید از طریق دادگاه این کار صورت بگیره تمام کوتاه اومدنهای من تو زندگی باعث پرروتر شدن این آقا شد و اینم نتیجه اش فقط خدا می دونه که من چی میگم و چقدر مقصر بودم و اون چقدر و چه کارا که نکرد.
البته بازم میگم اینا نظر منه و ممکنه که درست هم نباشه ولی کلا اینو می خوام بگم :برا کسی بمیر که برات تب کنه زندگی یه رابطه دو طرفه است اگه قراره تو کوتاه بیای اونم باید کوتاه بیاد تو هم ممکنه شرطایی داشته باشی ببین حاضر میشه در قبال قبول کردن شرطاش از طرف شما اون هم خواسته شما رو برآورده کنه یا نه ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)