RE: من و یه مشکل لاینحل تو زندگیم خواهش می کنم کمکم کنید
سلام
بازم لذت بردم از نوشته هاتون
گاهی وقتا که فکر می کنم می بینم من نسبت به بقیه خیلی خیلی خوشبختم ولی در لحظه احساس بدی بهم دست می ده
در لحظه همه چیز بهم می ریزه در لحظه دنیام خاکستری میشه و ذهنم فقط همون لحظه رو می بینه و یادش میره اون همه خوشبختی رو
احساسم تمام وجودمو میگیره و نمی ذاره هیچی تو وجودم جز خودش جز اون حس بد صداش دربیاد
همه وجودم یک صدا بهم میگه اقلیما ببین جواب دوستت دارمتو نگفت یعنی اون دوست نداره
درحالیکه تمام وجود همسرم عشق و علاقه است دیشب نگاه عاشقانه اش رو یادم نمیره
وقتی با وجود دست تنگش به خاطر قسط هایی که میده دیروز بهم پول داد و تاکید کرد که حتما حتما باید برای خودت یه چیزی بخری نه برای خونه در حالیکه حساب من توش پول هست و نیازی به پولش ندارم --------------->اینا یعنی دوست داشتن

خدایا چرا یاد نمی گیرم در لحظه تصمیم نگیرم برای کل زندگیم


نوشته اصلی توسط
fm.mohajer
اقای همدردی چه قدر ساده و قشنگ نوشتید .
اقلیما واقعا یک کم فکر کن ببین با چیزی غیر از این حرفا میتونی به ارامش برسی فکر نمیکنم دیگه جایی برای نگرانی و درد باشه زندگی ایده ال هیچ وقت وجود نداره کمبود ها کاستی تو هر زندگی به یک شکل اشکار میشن مهم اینه که داشته هامون رو قدر بدونیم به خدا اینا شعار نیست اینا راه حله واسه زندگی من زندگی تو و همه
تا امروز با بدبختم بدبختم پیش اومدیم چی به دست اوردیم جز اینکه تار به تار وجودمون هم باور کرده که بد بخته و تا ابد بدبخت میمونه ما ایرانی ها به چه کنم چه کنم عادت کردیم به اینکه به هم ثابت کنیم از دیگران بیچاره تریم...
اقلیما عزیز ، اقای همدردی ، من ، تو ، همه بیاید تصمیم بگیریم از زندگی لذت ببریم حتی با زندگی ژیانی
واقعا همین طوره و جز این نیست
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)