سلام ساره جان
شما که تازه خیلی خوبی
یکی از زن و شوهر های آشنای ما اختلاف سنی بیشتری داشتند
خانوم 16 سال داشت و آقا 25 سال
اون خانوم اینقدر به همسرش وابسته بود که حتی یک بار چاقو براداشت که خودش رو بکشه
رفتار های اعتراض آمیزش اینقدر غیر منطقی شد تا اینکه عشقشون تبدیل به تنفر و در نهایت طلاق شد
البته داستان شما خیلی فرق میکنه و شما خیلی منطقی تر هستید
شما به شدت وابسته شدی و این یعنی اینکه همسرتون موفق شده قلب شما رو تسخیر کنه
ولی هنوز شما موفق نشدی همسرت رو به خودت وابتسه کنی
چرا ؟
خوب معلومه ، بد ترین و آزار دهنده ترین رفتاری که یک مرد میتونه ببینه غرو لند اون هم از طرف نزدیک ترین کسش که همسرش باشه هست
همسرتون میخواد کنار شما آرامش داشته باشه
میخواد لبخندتون رو ببیننه
میخواد عشقبازیتون رو ببینه
میخواد خستگی کار بیرونش رو با شما فراموش کنه
ولی شما به دلایل به ظاهر منطقی تمام این هارو هر چند برای مدت کوتاهی از اون دریغ میکنید
درست در لحظاتی که نیاز به محبت شما داره ، شما دارید اعتراض میکنید
شوهرتون شاید چیزی به روی خودش نیاره ولی درون خودش میریزه و روز به روز ضعیف تر میشه
شما این ضعیف شدن رو به صورت عصبی شدن زود به زود میبینید و اگر رفتارتون رو عوض نکنید بد تر هم میشه
و اما راه حل
شما عاشق همسرتون هستید
میخواید اون هم همینطور یا بیشتر عاشق شما باشه
خب شکارش کنید
دختر ها که استاد شکار کردن قلب هستن
شما بذارید هر رفتار آزار دهنده ای که دوست داره انجام بده
توی دلتون بگید که " صبر کن یک روز نوبت من میشه التماس کنی و من ناز کنم "
صبر کنید ، محبت کنید ، صبر کنید ، محبت کنید ،
تا میتونید ناز شوهرتون رو بکشید
خلاصه کاری کنید که عاشق شخص و شخصیتتون بشه
تاکید میکنم هم از لحاظ بدنی و چنسی و هم از لحاظ شخصیتی و اخلاقی
به مرور زمان خواهید دید که ورق بر میگرده و اون کسی که ناز میکنه شما هستید
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)