سلام به همه
به به می بینم که بالهای صداقت هم مثل من رنگین کمون شده و می خواد جای خالی من رو با رنگ
هاش پر کنه... :)
دوستان خوب و نازنین من
بهار شادی مجبوره یک مدتی همدردی رو ترک کنه و خیلی خیلی دلتنگتون میشه
اما خوب برای حل مسائلم باید برم یک مدت و بعد با فراغ بال برگردم پیشتون
نمیدونین چقدر دلم براتون تنگ میشه و چقدر همتون رو دوست دارم اما خوب مسائلم خیلی زیاد شدن
و من باید حلشون کنم...
ممکنه این رفتن چند هفته طول بکشه و یا چند ماه...نمیدونم!
اما میدونم که هر جا باشم باز هم بهتون سر میزنم و خلاصه کبوتر جلد این خونه پر مهر هستم
مدیر همدردی گرامی ، آقا کیوان کوشا ، لرد حامد عزیز ، فرشته مهربان گرامی و آقا حامد تلاشگر و
زحمت کش ، ممنون به خاطر همه زحماتتون برای این تالار و گردوندن این خانه پر مهر
نازنین1 عزیز ، رایحه جان ، چشمک جان ، داملا جان ، سرافراز عزیزم ، بهار 66 گلم ، گلنوش جان ،
بالهای صداقت عزیز ، دختر مهربون ، یاسا جان ، آنی عزیز ، پاییزان گل ، بی دل عزیزم ، دانوب ، شوکا و
ویدای عزیز ، آویژه جان ، بی نهایت و بلو اسکای عزیز ، هدیه جان و سارا بانو عزیز ، جناب خارپشت ،
جناب فرهنگ 27 ، جناب ابراهیمی ، جناب sci ، سنجاب عزیز ، matin_alone عزیز ، اقلیما جان ، آفتاب
همدرد و سبکتکین و صحرا100 عزیز ، ماهی 91 و یک زن امیدوار و دلجوی عزیز و همه دوستان خوب و
نازنین همدردیم
امیدوارم دوباره ببینمتون و برای همتون آرزوی شادی و سلامتی می کنم...
این شعر هم تقدیم شما
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مَه و مهر / نهادم آینهها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد / که چون شکنج ورقهای غنچهٔ توبرتوست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس / بسا سرا که در این کارخانهٔ سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلف عَنبرافشان را / که باد غالیهسا گشت و خاک عنبربوست
نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است / فدای قد تو هر سَروبُن که بر لب جوست
زبان ناطقه در وصف شوق نالان است / چه جای کِلکِ بریدهزبانِ بیهُده گوست
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت / چرا که حال نکو در قفای فال نکوست
نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است / که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست
برام خیلی خیلی دعا کنین
دوستتون دارم
بهار شادی









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)