سلام نگین جان

یه تجربه خیلی مهم در اختیارت میذارم

خیلی مودبانه جواب خانواده همسرتو بده...

راهی که میری غلطه..خود خوری و نتیجه اش خراب شدن زندگیتون

اینطور که مشخصه خواهر شوهرت خیلی حس حسادت نسبت به شما داره...


خیلی بهش نزدیک نشو..

راستشو بخوای نگین جان...من فکر میکنم شما کمی حساس شدی...چون این رفتارا خیلی هم بد نیست....اگر یکی دو مورد از رفتارای خانواده همسرمو برات بگم که میری خواهر شوهرتو سجده میکنی !!

مثلا پدر شوهر بدون اینکه شوهرم بدون میخواست منو ببره محضر مهریه ام رو ببخشم(میگفت شوهرت از من خواسته)

یا مثلا من یه مدت آلرژی داشتم.خواهر شوهرم خیلی جدی بهم گفت تو دیگه نمیتونی زایمان کنی با این آلرژی...بهتره برای برادرمون یه فکر دیگه بکنیم !!

یکی دیگه:
ماشین ما جلو خونه پدر شوهرم جوش آورد.همسرم نفهمید و در کاپوت رو باز کرد و آب جوش پاشید تو چشماش....من جیغ میزدم و گریه میکردم و از همسایه ها آب سرد میخواستم

حالا مادر شوهرم اومده دم در داد میزنه غربتی خفه شو...آبرومونو بردی جلو در و همسایه...!!بگذریم که اون شب کار همسرم به جراحی و ..رسید.هنوزم که هنوزه به من میگه غربتی...

میبینی نگین جان...همه داریم...خیلی حساس نشو....خیلی هم زیاد باهاشون در ارتباط نباش