
نوشته اصلی توسط
eghlima
وای چه قدر حرص می خورم از طرز فکرت
هی خواستم چیزی ننویسم ولی ....
اینقدر شوهرتو سفت چسبیدی که داره خفه میشه و مثل این می مونه که پرنده ای رو تو دستت گرفتی تا فرار نکنه ولی اینقدر سفت گرفتی که داره خفه میشه
اگه به این رفتارات ادامه بدی جز استرس و فشارهای روانی در کنار خودت چیزی رو برای همسرت باقی نمی ذاری. همسرت در کنار تو مثل یه مرغی میمونه توی قفس که تنها اندیشه اش پرواز و رفتنه
خودتو بذار جای همسرت و ببین وقتی در کنار توئه چه احساس بدی داره
مشکل نه شوهرته نا اون خانومها ......
مشکل دید شماست که واقعا اگه زندگیت رو دوست داری باید تجدید نظر جدی بکنی
علاقه مندی ها (Bookmarks)