
نوشته اصلی توسط
UUUU
یعنی الان بشینم و بگم که هیچ اتفاقی نیفتاده و بعد به خود بگم من چقدر خوشحالم.یعنی برم قران بخونم تا اروم شم
مگه قران برای ارامش ما اومده که هروقت ناراحت شدیم بریم قران بخونیم.
برای من دوتا سوال پیش اومده
خدا که بی حساب روزی می بخشد چرا به من بی حساب نبخشید؟
چرا خدا گفته بخوان مرا تا اجابت کنم تورا؟
ماجرای حدیث شریف کسا چیست مگه پیامبر ما قسم نخورده که اگه زمانی کسی از امت من این حدیث رو بخونه خدا هر چی غم و اندوه هست ازش بر میداره؟
اگه دعا به خودب خود بی ارزش هستش چرا تو مسجدهای ما مراسم مذهبی ما هی میگن اهای حاجت دارها هرچی حاجت دارین امروز بخواهین؟
اگه امام زمان صدای من رو می شنید چرا وقتی به جان مادرش فاطمه قسمش داد برای حل مشکل من کاری نکرد ؟
مگه هر کی نماز بخونه و روزه بگیره به پدر و مادرش نیکی کنه اهل بیت پیامبر رو دوست داشته باشه از امت پیامبر نیست؟
منظور خدا از تلاش چیست یعنی باید میرفتم چیکار میکردم؟ به دختره التماس میکردم هر روز خواستگار براش میفرستادم با باباش حرف میزدم من باید چیکار میکردم.من دو سال پیش به خودم گفتم برم کار کنم و پول جمع کنم بعد دو سه سال وقتی بزرگ شدیم میرم خواستگاریش تا اون زمون هم از خدا میخوام اون رو بران نگهش داره.خوب دیگه بیشتر از این نمی تونستم کاری بکنم.
خدا خودش هم خوب میدونه از 100 در صد دنیایی که افریده فقط یک درصد از نعمتهاش نصیب ما شده اونم باید انقدر کار کنیم تا بتونیم از این یک درصد بهره ببریم.چرا باید به خاطر چیزی که نداریم باید شکر گزاری کنیم کدوم منطق این رو میگه.گناه من نیست که اینقدر به خدا وابسته و نیازمندم خودش من رو این طوری افریده.امام جعفر صادق میگه بند کفشت رو نیز از خدا بخواه این یعنی چی خوب اگه من خودم میتونم به چیزی برسم دیگه نیازی نیست از خدا بخوامش .مثل اروپاییها که تلاش میکنند و پیشرفت میکنند دعا هم نمیکنند اما به همه چی میرسند
علاقه مندی ها (Bookmarks)