سلام منم همین مشکل رو دارم
اوایل خیلی سعی می کردم نازشو بکشم اما روز به روز بدتر شد
و اگر روزی نازشو نکشم متهم به خیانت و بی علاقگی می شم.
شکاک بودنش و قهر کردنش باهم واقعا روح و روان منو اذیت می کنه.
کلی از کارام عقب می مونم و میبینم که یک هفته فقط سر یک مساله کوچیک بحث کردیم.
بااین که من هیچ وقت کاری نمی کنم که مطابق حرفای اون نباشه ولی بازم یه مساله ای پیدا می شه.
جدیدا بهم ریختم و دیگه نمی تونم آروم بمونم و خودم هم جوابشو می دم و قهر میکنم ولی بازم این من هستم که باید رابطه رو درست کنم
من و اون هم دیگه رو خیلی دوست داریم و کلی لحظه های عاشقانه باهم داریم.فقط این شک کردن ها و قهر هاست که واقعا امونمو بریده.

خیلی سعی کردم راهکارهای دوستان رو تو همدردی اجرا کنم ولی با حرف و چند تا جمله نمی شه مشکل رو مطرح کرد و مشکل رو حل کرد.
مشاوره هم که نگو اگه بفهمه دیگه هیچی نمی خوام کار پنهانی انجام بدم چون در این صورت متهم به تمام اتهامات گذشته میشم.