مرسی دلجو و مریم عزیز .
دلجوی عزیز من که نخواستم زندگیمو رو شک بسازم ! آخه نمیشه رو تصورات تصمیم گرفت که ! وقتی نگار وارد جمع ما نشده نمیتونه بگه که میتونه یا نه !چطور با قاطعیت جواب بده و مطمئن باشه ؟! ما باید وارد جو خانوادگی و فامیلی هم بشیم تا ببینیم میتونیم یا نه . (البته برا من کنار اومدن با شرایط اونا آسونه اما باید برای نگار سخت باشه که بیاد تو جمعی که مجبور بشه یه سری از عقایدشو نادیده بگیره) و این میسر نیست مگر بعد از انجام خاستگاری و یه صیغه محرمیت برای همین میخام اول باهاش صحبت کنم اگر نظر نگار هم مثل من بود بعد از خاستگازی با خانواداه ها معاشرت میکنیم نگار وارد جمع ما میشه تا واقعیت رو ببینه و براساس اون تصمیم بگیره میتونه با این وضع خودش رو وفق بده یا نه . اگر دیدیم نمیشه که بیخیال قضیه میشیم اما اگر تونستیم که فبهاالمراد و البته در این زمینه از مشاور کمک میگیریم .
درسته ما با هم اختلاف اعتقادی داریم اما هیچ وقت سرش با هم به مشکل نخوردیم .(البته تو دوستی! و امکانش زیاده که تو ازدواج اینطور نباشه)
بنظرم نازنین خانم حرف جالبی زد مهم نیست که در چند زمینه با هم اختلاف یا تفاهم داریم مهم اینه که در هر زمینه عمق اختلاف چقدره و باید این عمق رو براورد کنیم تا ببینیم که به زندگیمون آسیب میزنه یا نه .
شاید عمق اختلاف اعتقادی شما و همسرتون بیشتر از من و نگار باشه شاید عقاید شما خیلی محکم تر از نگار باشه .مثلا چادری هستین نماز اول وقت و مسجد . آرایش اصلا . در حالیکه نگار مانتوییه همیشه آرایش ملایم رو داره نماز میخونه اما اهل مسحد و نماز جمعه و این جور چیزا نیست با بعضی از مردای فامیل دست میده گاهی تو جشناشون جلوی نامحرما میرقصه و ... منم خیلی حساس نیستم حجابشو داشته باشه نمازشو بخونه دعا و قرآنشو بخونه ......
بعدشم من نگرانی (بهمراه کمی عصبانیت ) رو تو کلام شما و مریم خانم حس میکنم و ازتون ممنونم که تا این حد همنوعاتون براتون ممهمن و برای گمراه نشدنشون دارین تلاش میکنید اما بخدا من هم اندازه شما برای خودم نگرانم برا همین اومدم اینجا تا با همفکری یه تصمیم درست و عاقلانه بگیرم . سعیم بر این نیست دنبال تایید این ازدواج باشم دنبال اینم ببینم میتونیم این شکاف اعتقادی که بینمونه رو پر کنیم یا نه .
مرسی








علاقه مندی ها (Bookmarks)