میدونم که باکسی اشنا نشده.حرف کسی رو هم قبول نداره حتی صمیمی ترین دوستش رو .خانوادش مخصوصا مادرش خیلی تاثیر گذار هستن که تشویقش میکنن به طلاق![]()
میدونم که باکسی اشنا نشده.حرف کسی رو هم قبول نداره حتی صمیمی ترین دوستش رو .خانوادش مخصوصا مادرش خیلی تاثیر گذار هستن که تشویقش میکنن به طلاق![]()
تشکرشده 151 در 59 پست
سلام ستاره جان
چرا این همه خودتو داغون می کنی
ببین منم تو شرایطه توام
من وضعیته زندگیم یه جوریه که نمی تونم واسه تو راه نشون بدم
ولی اینو می گم به حرفه مشاور گوش نکن
مگه اون خداست و از سرنوشته تو خبر داره که میگه خودتو واسه طلاق اماده کن
ببین منم تو شرایطه توام و شاید بدتر ولی اینو بهت بگم می دونی اگه خدا دلش نخواد برگ از درخت نمیوفته
پس خدا میدونه که سرنوشتت چیه
طلاق خیلی هم راحت نیست
پس دلتو قرص کن و فقط یه کلمه به همه حتی به شوهرت بگو من طلاق نمی خوام
برات دعا می کنم![]()
گل یاس (دوشنبه 25 اردیبهشت 91)
تشکرشده 94 در 53 پست
عزیزم با محبت وزنانگی برو به طرفش ایشالا درست میشه
ممنون.اون اصلا حاضر به دیدن من نیست که بخوام باهاش حرف بزنم.گل یاس عزیز تاپیکت رو خوندم امیدوارم همه مشکلات همه حل بشه.برای منم دعا کن![]()
setare.m (دوشنبه 25 اردیبهشت 91)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
در شرایط فعلی هر چند سخت اما به فکر رشد خودت باش . برای ادامه ی تحصیل و یک کار مناسب .
به شوهرت تلفن نکن و واسطه بازی هم نکن .....................اجازه بده مدتی اعصابش راحت باشد و به زندگی شخصی خودش و روح و روان آسیب دیده اش بپردازد و تو هم به جای غصه خوردن به رشد خودت فکر کن و سرت را به شکل اساسی و با برنامه ریزی و هدفمند گرم کن و رشد کن .
زمان بهترین حلال مشکلات است .
ani (دوشنبه 25 اردیبهشت 91)
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سلام ستاره جان
قبل از هرچیزی دوستان دقت کنن هرچی به ذهنشون میاد نیان اینجا بنویسن...واقعا کسی نیست اینجا نظارت کنه؟
یه زمانی میومدن ویرایش میکردن اما الان خیلی وقته کسی نمیاد و تذکری هم نمیده
baharr عزیز
شما نه تنها کمکی به ستاره نمیکنی بلکه ایجاد ذهنیت نادرست نسبت به شوهرش میکنی..
ضمنا هیچکس هیچ وقت کار شما رو (رفتن به خونه بابا !) تایید نمیکنه و این کار گره دست رو میندازه به دندون...
ما الان هیچ چیزی از همسر ستاره نمیدونیم شاید اونم دلایل محکمه پسندی داره
اگر نمیتونیم مراجع رو اروم کنیم و به ارامش دعوتشون کنیم بهتره فقط نظاره گر مطالب ارسالی باشیم...
نه اینکه بشیم کاسه داغ تر از آش
شما دقیقا این جمله رو در تاپیک گل یاس هم زده بودی...که متاسفانه فوق العاده آسیب زاست
تازه فقط به این دلیل طلاقت نمیده چون نمیخات حق و حقوقت رو بده
ستاره جان
همخه تو زندگیاشون ازین مشکلات دارن...شما هم اشتباه زیاد داشتی
اما نگران نباش...خدا بزرگه...
واقعا گل بگیرن اون دفتر مشاوره رو که گفته اگر یک هفته گذشت و خبری نشد خودتو برای طلاق اماده کن !!!
آخه رو چه حسابی اینو گفته؟
اپن فکر کرده زندگی هم مثل ریاضی فرمول داره که یه چیزی بذاری تو معادله و عینا همون دربیاد.
ستاره جان پیش این مشاور نرو..خودش بیتشر به مشاوره نیاز داره
اون اگر دلیلل محکمه پسندی نداشته باشه اصلا کارتون یه طلاق نمیکشه...کمی زمان بهش بده...
از یاد خدا غافل نباش...شما نیاز به بزرگتر نداری...خدا رو داری...واقعا ما اگر قدرت خدا رو بفهمیم دیگه به هیچکس متوسل نمیشیم
صبوری کن عزیزم..خیلی سخته میدونم....اما خدا بزرگه
همینوطور که بچه ها گفتن فکر طلاق توافقی رو از ذهنت دربیار..اگرم اون گفت شما قبول نکن...
بذار یه مدت همسرت تو حال خودش باشه تا اروم بشه
زندیگ همه ازین فراز و نشیبا داره...زیارت عاشورا بخون و از خدا بخواه محبت تورو در دل همسرت بیشتر کنه
اگر خدا بخواد مادر شوهر که سهله...هیچکس نمیتونه تاثیری روی شوهرت بذاره
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
maryam123 (شنبه 30 اردیبهشت 91)
تشکرشده 44 در 25 پست
سلام خانمي
راستش شما خيلي ناشيانه عمل كردين. يه بحث بين شما و شوهرت به وجود امده و زنگ زدي به مامان و بابات . امدن و شما رو بردن دقيقا عين يه بچه رفتار كردي و شوهرت هم حق داره. بايد بري به شوهرت بگي كه فهميدي اشتباه كردي اميدوارم كه مشكلت حل بشه ولي اينو بدون اگر با شوهرت بحثت شد و به والدينت گفتي وضع بدتر ميكنه ديگه اين كار نكن
همسرم بهم گفته دیگه به من و خانوادم اعتماد نداره.کمک کنید چه جوری باید اعتمادش رو جلب کنم و بهش نشون بدم که عوض شدم و اشتباهاتم رو فهمیدمخانواده ها قراره همدیگر رو ببینن و تصمیم بگیرن.کمک کنید این همه عضو این سایت هستن ولی کمکی نمیکنن
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
از همسرت بخواه با هم مشاورحضوری بروید .
سعی کن دامنه ی مشکل را به خانواده ها نکشی .
بچه که نیستید که خانواده ها برای شما تصمیم بگیرند .
شما و همسرت باید ببینید می خواهید چه بکنید و چه تصمیمی بگیرید . خصوصا که همسرت نسبت به خانواده ی تو اعتمادش دچار مشکل هم هست .
ani (شنبه 30 اردیبهشت 91)
تشکرشده 53 در 26 پست
سلام ستاره عزيز
كار اشتباهي انجام دادي يكي مي شه مثل من كه شوهرم تا تقي به توقي مي خوره مي گه برو خونه بابات و به اونا زنگ مي زنه بياين دخترتون رو ببريد ولي من حتي زماني كه بابام مي اد دنبالم نميرم ميگم خونه من اينجاست يكي هم مي شه مثل شما كه .... به هر حال اتفاقي هست كه افتاده ولي مجازاتتون اين نيست
بهترين كار اينه كه يه جا گيرش بياريد و باهاش صحبت كنيد مهربون و لطيف ولي به دور از كوچك كردن خودتون يا گريه و التماس بهش بگيد حرف دلش رو بزنه و بگيد مطمئن هستيد دليل اين تصميمش قهر كردن شما از خونه نبوده و در عين حالي كه از كارتون پشيمون هستيد و ديگه تكرار نمي شه خيلي هم رو اين موضوع زوم نكنيد به هر حال بايد هر جور هست باهاش صحبت رو در رو داشته باشيد
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)