سلام
عزيزم الان اصلا شرايطي نيست كه بخواي واسه ازدواج تصميم بگيري
يه مدت خودتو بساز و ازين وضعيت بيا بيرون,در مورد ازدواج اصلا تصميم نگير چون از چاله به چاه ممكنه خودتو بندازي
اولا كه اخلاق بد هميشه بده و تو از ترس تنهايي نبايد به هر چيزي چنگ بزني
دوما همه ما پر از اشتباه و خطاييم تو اول سعي كن دلتو اروم كني و خودتو به خدا نزديك كني
نه زوركي و با اكراه ,نه اينكه ظاهري,بشين و با خودت كنار بيا ,از زندگي چي ميخواي و از كارات پشيموني يا نه ميخواي ادامه بدي
اول مسيرتو مشخص كن و ببين چرا از مادرت ناراحتي,دوست داري بچه خودت راجع بهت چه فكري بكنه,همسرت باهات چجور باشه,مشخصه كه دنبال ارامشي
راه رسيدن به ارامشو بيدا كن واسه خودت,مگه همه زندگي سكس و بودن با يه ادم ديگه و لذت بردن جسميه؟
تو سكس و معاشقه رو به شدت واسه خودت عادي كردي و اينقدر بهش پر و بال دادي كه لذت اصليو ازش نميبري,با هزار نفر ديكه هم كه باشي همينه.لذت جسمي و روحي كنار همه كه ادمو اروم ميكنه
خودتم ميبيني كه ارومت نكرده چون اگه ميخواست جواب بده با اينهمه تجربه كردن تا حالا جواب داده بود و امروز اين حسو نداشتي
ازدواجم بكني فردا مياي ميگي خسته ام و شوهرم بداخلاقه و..
اول راه خودتو مشخص كن و به كاراي مادرم و پدرم و.. هم فكر نكن
بخواي نخواي اونا جزيي از زندگيتن تو خيلي كه بتوني ميتوني خودتو تغيير بدي نه اونارو
خودتو دوست داشته باش و اينقدر درحق خودت ظلم نكن
ما ادما با كوچكترين چيزي شاد ميشيم,شادي واقعي رو بيار پيش خودت و سرتو به يه كار حسابي گرم كن تا احساس بهتري نسبت به خودت بيدا كني
دنبال بهونه نباش.موفق ميشي مطمين باش








علاقه مندی ها (Bookmarks)