نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
فرض کنیم جوانی ، از همان ابتدا به خانواده اش گفت و خانواده ها هم در جریان بودند
مثلا 4 ماه هم با اگاهی خانواده ها رفت امد صورت گرفت
بعد 4 ماه دو طرف به این نتیجه می رسند که تناسبی با هم ندارند
ولی همچون رابطه اشنایی بدون اطلاع خانواده ها ، وابستگی بوجود امده
بعد از 4 ماه شما برای بر هم خوردن این اشنایی باید فشار زیادی علاوه بر فشار روحی که در رابطه بدون اشنایی خانواده هم وجود دارد، متحمل شوید
ممکن هست خدایی نکرده دعوایی هم این وسط صورت بگیره که موجب تشنج بشه
دختر و پسر از دیدگاه خانواده افراد نالایق دیده می شوند وبرای اولین خواستگار بعدی تحت فشار قرار می گیرند که زود تر تصمیم بگیرند و...
حداقل در مدلی که من بحثش را کردم این مشکلات وجود ندارد و بعد از مدتی که اثار روحی تسکین پیدا کرد می شود دوباره برای زندگی تصمیم گرفت
ایا این چند خطی که نوشتم نمی تواند رخ دهد؟
به نظرتان اسیب یک رابطه اشنایی پس از مشخص شدن شرایط ازدواج ، و بلوغ فکری بدون اطلاع خانواده ها بهتر هست ؟ یا با اطلاع انها؟
دقت بکنید من هنوز هیچ پاسخی در ذهنم به سوالم نداده ام و فقط داده های ذهنیم رو برایتان نوشتم
نوشته اصلی توسط بهار66
تمام صحبت های شما درست و منطقی است
ولی همین بحث شناخت به نظر من موضوع پیچیده ای هست ... پستی که برای دلجو گرامی نوشتم مطالعه کنید و نظرتان را بگید










علاقه مندی ها (Bookmarks)