عذاب وجدان دارم خودم و رو سرزنش میکنم که اون رفتار رو باهاش داشتم .اما فقط اینجوری می تونستم بیارمش خونه واقعا خونه بدون زن خیلی بده . اذیتش کردم انگار می خواستم همه این چند ماه رو یه دفعه جبران کنم بنده خدا خانمم شوکه شده بود .منو هیچ وقت ایجوری ندیده بود..ولی نباید همین جوری هم ادامه بدم اما به روش نمیارم که از رفتارم پشیمونم عذر خواهی هم نمی کنم . با اون رفتاری که من داشتم ترسیدم بازم بره اما مثل اینکه این قصد رو نداره.
اونم مغرور تر ازمن نمیگه از کارش پشیمونه همین که اومده برام کافیه همین که باهام حرف میزنه برام کافیه دیگه اونجوری اذیتش نمیکنم فقط می خوام بدونم چرا میخواست بره ؟
مشاورم گفت نباید ازادی شو بگیرم حرف و حرف و حرف و محبت و قاطعیت واحترام. گفت نباید بهش بی احترامی میکردم یا مجبورش میکردم .
می خوام این چند روز رو فراموش کنم. بشم مثل روز اولی که دیدمش.اون روزا برای دل خودم یه چیزایی براش نوشته بودم که نشوش ندادم گفتم شاید مسخرم کنه خیلی خنده داره .نشونش بدم شاید یه کم این جو سنگین رو بشکونه .میخوام ببرمش خرید ببرمش مسافرت یه جای دور دور اینقد سرمون رو گرم کنم که یادمون بره چی شده بوده.
اما از یه چیز راضیم اونم اینکه نزاشتم خونوادهامون باخبر بشن .
درباره حق طلاق به خانم هم من که پشیمون شدم . نمی دونم هر کسی یه نظری داره فکر کنم اگه خانم دلش قرص نباشه از شوهرش این تقاضا رو داره بیچاره خانمها از یه طرفم حق دارن چون واقعا نمیشه هیچ کس رو شناخت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)