نمي خواستم آسمانت را غصب كنم
گمان داشتم
وسعتش به قدر بالهاي من است
لبخند بزن
از آسمانت مي روم
و با خاطره اش بالهايم را آبي مي كنم

يك تكه ابر به من ببخش
كه در دلتنگي ام ببارد