من تاتیکمو عوض کردم ولی نگرشم هنوز همونه
ولی پذیرشش و تغییر نگرش برام خیلی سخته و گاهی غیر ممکن
اقلیماجون میدونم که خودتم قبول داری که نمیتونیم بقیه رو تغییر بدیم مگه با تغییردادن خودمون.میدونم که گاهی تحمل رفتار اطرافیان واقعا سخته اما باید قبول کنیم راه چاره ای جز این نداریم.البته متاسفانه من خودمم خیلی اوقات نمیتونم.
وقتی می بینم خیلی از زن و شوهر ها با آرامش آخر هفته در کنار هم هستند اونوقت من نمی تونم و اگرم در کنار همسرم بخوام باشم مجرمم و همه ازم دلخورند مخصوصا پدر شوهرم که .....
خوب جای اینکه این طوری فکر کنی و زندگی خودتو با بقیه مقایسه کنی، شرایط و موقعیتهای خودت رو با هم مقایسه کن،به این فکر کن که اگه شوهرت پیشت بمونه و اونجا نره یه جور دیگه باید عذاب بکشی،نق زدن، قهر کردن و.....پس بازم بهت اصلا خوش نمیگذره و کلافه میشی ولی اگه با خوشحالی شوهرتو همراهی کنی که بره حداقل اون زمانی رو که پیشت هست باهات خیلی خوش رفتاره و تازه کاری کردی که باعث شدی شوهرت خوشحال باشه،دل پدر شوهرتم به دست آوردی.
حالا خودت اول شرایطتت رو بپذیر و قبول کن و بعد انتخاب کن:شوهرت پیشت بمونه اما بغض کنه،پدرشوهرتم ازت شاکی باشه
یا اینکه مدت زمان خیلی کمتری رو باهم باشید اما همون چند لحظه شاد و خوشحال باشید.
مطمئن باش بعد از مدتی که شوهرت رفتار خوب شما رو ببینه، خودش طوری برنامه ریزی میکنه که وقت بیشتری رو باهات باشه
علاقه مندی ها (Bookmarks)