سلام عزیزم تبریک می گویم مامان گلی مواظب خودت و نی نی عسلی باش مامان مهربون
منم خیلی زودرنجم بسیار زیاد و اینقدر حساس هستم و همیشه هم خودم بیشتر از هر کسی اذیت می شوم چون توی خودم حرص می خورم البته الان که 6 ساله ازدواج کردم خیلی مشاور رفتم و خیلی هم بهتر شدم (باورت می شه اون اوایل ازدواجمون بعضی هفته ها هر روز مشاوره می رفتم چون نمی دونستم که باید الان چیکار کنم).
به نظر من عزیز جان خودت به مادر شوهرت زنگ بزن و بهش خیلی مهربون بگو زنگ زدم هم حالتون رو بپرسم و هم یه خبری ازتون بگیرم و احوال نوه گلتون رو هم بهتون بگم البته با خنده و شیطنت نه با طعنه بعد هم که شوهرت سوال کرد بگو نه خودم زنگ زدم هم احوال پرسی کردم هم اینکه اون بنده خدا سنی ازش گذشته نمی رسه من یه حالی ازشون بپرسم مگه چی می شه
به همین راحتی دیدی تونستی و کاری نداشت (البته دفعه بعد هم منتظر تلفنشون نبببببببببببباش چون شاید زنگ نزنند و دوباره خودت زنگ بزنی ولی اصلا به این قضیه زومممممممممممم نکن کمی سعی کن بی تفاوت باشی و این موضوع برای خودت خیلی معمولی باشه)
و اینکه به بقیه خانواده شوهرت مادرشون اطلاع نداده رو با شوهرت مشورت کن و با توافق همدیگه خودتون با یه جعبه شیرینی بروید اونجا و رسما اعلام کنید ما که همین کار رو کردیم شاید مادر شوهرت هم منتظر هست که شما خودتون رسما اعلام کنید و می خواهند که دخالت نکنند








). 

علاقه مندی ها (Bookmarks)