به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1391-2-28
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    1,518
    سطح
    22
    Points: 1,518, Level: 22
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    925

    تشکرشده 957 در 224 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: همسرم منطقیه یا خونوادم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط reyhane
    سلام
    خسته نباشین.من حدود 1ساله که ازدواج کردم(البته فعلا تو دوران عقد به سر میبریم)من 26 و همسرم 28 سالشه.همسرم به خاطر اتمام تحصیلاتش و بعدشم جور نشدن اوضاع 8 ماهی میشه که بیکاره.
    با اینحال ما همه با هم بودیم تا روزی که من خونه همسرم اینا بودم و بدرش شروع کرد به داد و بیداد کردن که چرا همسرم سر کاری که براش بیدا کرده نمیره.همسرم توضیح داد که اونجا مناسب نیست.عیدیه بارسالو امسال میدن حقوقاش 4 ماه دیر میکنه و...یه روز اونجا کار کرده بود.فردای این صحبتا قرار بود جای دیگه مشغول بشه.بدرشوهرم خود به خود قاطی کرد و شروع کرد به برتاب وسایل و اخرشم خودزنی!همسرم یهو اختیارشو از ذست داد و با مشت کوبید تو شیشه.خلاصه اینکه بردیمش بیمارستان و عمل کردن دستشو.خوشبختانه گفتن عصبهاش اسیب ندیده.بعد این جریان بود که من فهمیدم هرروز خونه ی اونا دعوا بوده و من نمیدونستم.بدرشوهرم حین دعوا به منم حرفای بدی زد که چون بعدش معذرت خواست منم چیزی نگفتم.
    خونواده ی من به خاطر اینکار با همسرم و خونوادش قهر کردن و گفتن باید آدم شن.بعد یه مدت مادرشوهرم زنگ زد و به مامانم اعتراض کرد که چرا سراغی از بسرم که مریضه نمیگیرین.همسرم هم عصبی بود و یه حرفایی به مامانم زد.بعد اون همسرم به من زنگ زد که خونواده هامون میخوان جدامون کنن و بیابریم خودمون زندگیمونو شروع کنیم و از این حرفا.من بهش گفتم با این اوضاع مادیمون منطقی نیست که گفت تو هم طرف بابا مامانتی.بابام اینا میگن کارش خلی غلط بوده نباید دستشو اونطوری میکرد مگه فقط خودشه.همسرمم میگه اونا شرایط خونه مارو نمیدونن و نمیدونن من و ونوادم از دست بدرم چی میکشیم.
    حالا بابام میگه یه مدت محلش نذار ادم شه بیاد به دست و بات بیفتهو همسرم هم با اینکهبشیمونه از کارش ولی بازم توجیه میکنه.اینم بگم که میخواست واسه معذرت خواهی بیاد که بدرم نذاشت.
    لطفا در این مورد راهنماییم کنین که من باید چطور رفتار کنم.تقریبا از دست همه ناراحتم.
    ریحانه جان سلام ..

    به تالار همدردی خوش اومدی ..

    عزیز دلم من تقریبا شرایط شما رو دارم منتها بدتر .. همسرم و خانواده م سه ماهه قهرن و ما حتی برای عروسیمون تالار هم گرفته بودیم که بهم خورد ..

    فقط از روی تجربه میگم . اصلا سعی نکن که خیلی واضح به زور خانواده ت و همسرتو اشتی بدی .. چون این وسط خودت خراب میشی و از چشم هر دوشون میفتی ...

    سعی کن غیر مستقیم دید خانواده ت و عوض کنی .. مثلا بگو امروز همسرم این کار ِ خوب رو انجام داد .. یا همسرم میگه دلم واسه بابا و مامانت تنگ شده .. خیلی تدریجی و اروم که خانواده ت هم سر لج نیفتن ..

    عزیزم میشه از رفتارای همسرت بیشتر بگی ؟ همیشه وقتی عصبانیه این جوری عکس العمل نشون میده ؟

  2. 3 کاربر از پست مفید الف-ح تشکرکرده اند .

    الف-ح (پنجشنبه 11 خرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.