سلام من عضو جدیدم راستش یه موضوعی برام پیش اومده که شدیدا نیاز دارم نظرات دوستان رو بدونم در موردش سعی میکنم مفید و مختصر شرح بدم ولی یه کم طولانی میشه که شرمندم .


من دخترم و 22سالمه تو دانشگاه با یه پسری اشنا شدم که بعداز یه مدت اشنایی( که روابطمون در حد اس ام اس بازی نه به عنوان دوس دختر و پسر به عنوان دوتا دوست معمولی) به من پیشنهاد ازدواج داد و قرار شد باهم صحبت کنیم تا ببینیم به نتیجه میرسیم یا نه خانواده من در جریان بودن ایشون هم چون خانواده مذهبی داشتن که با این جور روابط مخالف بودن قرار شد اگه من اکی دادم به خانوادش بگه

من دختری هستم با روابط اجتماعی نسبتا بالا تو دانشگا با بچه ها قرار میذاشتیم بیرون میرفتیم (مختلط) خبر داشتن من کلا دوستایی از هر دوجنس دارم خبر داشتن با دوسه تا از پسرا تو دانشگا صمیمی هستم از لحاظ ظاهر نه خیلی محجبه نه خیلی قرتی یا بی حجاب
راستش اوایل اصلا علاقه ای بهش نداشتم اما تو مدت این شش ماه ایشون تمام سعی خودشوکرد که بتونه توجه و محیت منو جلب کنه و موفق هم شد


اوایل اشنایی ایشون با من و رفتارام و ظاهر من مشکلی نداشتن اما به مرور زمان خیلی گیردادنش زیاد شد از من میخواست محجبه تر باشم خیلی هم غیرتیه
من تا حدودی با خواسته های ایشون میتونستم کنار بیام اما کار به جایی رسید که به محض اینکه پسری تو دانشگاه حتی سلام هم به من میکنه ایشون ناراحت و عصبانی میشه

با کار کردن من مخالفه! خیلی سنتی فکر میکنه خلاصه ازدواج باهاش خیلی برا من محدودیت داره


از طرفی واقعا دوست داشتن و علاقه اش و خیلی ویژگی های مثبتش به من ثابت شده چیزایی که براحتی نمیتونم ازش بگذرم و مطمئنم تو خیلی از پسرای امروزی نیست


من از ازدواج با پسر همسن بدم میومد ولی واقعا بیشتر از یه پسر 22 ساله میشه روش حساب کرد منم دختری نیستم که هر روز عاشق یکی بشم و دل به چیزای الکی ببندم نگا به سنم نکنید

الان تصمیم گیری برا جفتمون سخت شده اون میگه من یه دم تصمیم میگیرم با همه شرطات کنار بیام فقط تو مال من بشی و یه دم میگه من نمیتونم ببینم تو اینجوری با همه هستی و ....
با این حال من حتی اگه بدونم با تو ازدواج کنم زندگیم جهنم میشه و هر روزش دعواست اگه تو بگی میام میگیرمت چون یه حرفی بهت زدم(خواستگاری) تا اخرشم هستم


از طرفی منم واقعا نمیدونم میتونم باان شرایط کنار بیام یا نه من یه دختر شر و شیطونو و... احساس میکنم اگه باش ازدواج کنم یه ساله اول زندگیم خوشیه و بعدش افسردگی و ناراحتی و پشیمونی از طرفی هم بهش علاقه مند شدم هم مردونگیش بهم اثبات شده
لطفا راهنمایم کنین