به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 31 تیر 91 [ 18:34]
    تاریخ عضویت
    1391-3-14
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ازدواج برای من، ترسناک اما خواستنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط setareh22
    منم این حس رو داشتم چون معمولا رابطه عاطفی با کسی برقرار نمیکردم حتی اون قسمت خواستنی بودنش رو هم نداشتم فقط می ترسیدم اما الان خیلی این حس رو ندارم
    به چند علت: اول اینکه وقتی کسی رو دوست داری کم کم ترست کمتر میشه در واقع اگه اون شخص بتونه برات یه حریم امنیت ایجاد کنه دیگه خیلی ترسی نداری
    بعدشم دیدم حتی کسایی که بهترین انتخاب رو داشتن تو ازدواج اولش این ترس و دلهره و دودلی رو داشتن
    و یه مقدار از این ترس هم برمیگرده به مسئولیت سنگینی که ازدواج برا ادم بوجود میاره
    اینا هم هست ولی بیشترین ترسم، ترس از قضاوت دیگرانه
    خیلی برام مهمه که قبل و بعد از ازدواج، پدر و مادرم کاملا همسرم رو تایید کنن
    ادم دهن بینی نیستم، اما رضایت خونوادم برام خیلی مهمه
    توی بقیه موقعیت های زندگیم، ازادانه تصمیم گرفتم و هیچوقت من رو مجبور به انجام کاری نکردن، اما همیشه دوست داشم رضایتشون رو جلب کنم
    مثلا همین الان وقتی نکات منفی همسر خواهرم رو از زبون مادر یا پدرم می شنوم، احساس میکنم نمی تونم تحمل کنم که همسرم ویژگی منفی داشته باشه
    مثلا وضعیت اقتصادی خونواده پسر و رسم و رسوماتشون برای مخارج عروسی و در کل زندگی یا چیزهایی شبیه به این
    یا مثلا اینکه هر دو دامادمون از نظر میزان تحصیلات شرایط خیلی خوبی دارن، و این توقع من و خونوادم رو بالاتر برده:(
    ممنون از کمکت



    نقل قول نوشته اصلی توسط fm.mohajer


    تا به حال خواستگاری داشتی که به صورت رسمی به منزلتون بیان و بقیه ماجراها؟؟؟

    نه برای خواستگاری رسمی نیومدن

    ببین این امادگی ها به صورت خودکار بوجود نمیاد باید برای بدست اوردنشون هم مطالعه داشته باشی و هم تجربه
    هیچ وقت از ترس اینکه هنوز خودتو خواسته هاتو نمیشناسی از پذیرش خواستگار سر باز نزن
    این رفتو امدهاست که هم تو خواسته ها و معیارهای خودتو میشناسی و هم متوجه میشی که اول مردها چه موجوداتی هستند چه چیزهایی واسشون اولویت داره و مثلا با چه روشهایی میشه به شناخت از اونا رسید

    خونوادم در این مورد خیلی سخت می گیرن
    تا پدرم خونواده طرف رو تایید نکنه، مراسم خواستگاری توی خونه نمی تونه برگزار بشه
    البته من هم نمی تونم کسی رو که پدرم قبول نداره بپذیرم


    نگران سنت نباش مبادا مبادا مبادا از ترس بالا رفتن سن و نبود خواستگار به کسی جواب بدی.
    این حسی که گفتی داری روزهایی رو پشت سر میزاری که میشه در کنار یک مرد با لذت بیشتری بگذرونیشونو منم داشتم منم حسرت بار بهش نگاه میکردم اما حس درستی نیست بعد ازدواج روزها خیلی دیرتر میگذرن و فرصت زیادی داری
    یه شوخی در گوشیی که امیدوارم اخطار نگیرم
    زیاد واسه ازدواج دست و پا نشکن رویا پردازی نکن اونچه که در ذهن دخترا میگذره با حقیقت خیلی فاصله داره.نمیگم بده اما با رویاهامون فاصله داره

    :( بله متاسفانه نمیشه در رویا زندگی کرد

    امیدوارم متوجه منظورم شده باشی

    دینا جان خواهش میکنم خواهش میکنم از هیچ کدوم از خواسته هات نگذر ببین واسه هر کشی یه موضوعی اولویت داره شاید الان یکی بیاد بگه حالا ازاد و دولتی چه فرقی میکنه

    ببین واقعا دلیلت واسه این موضوع چیه؟چرا ازاد نباشه اگه مسئله واقعا واست حیاطتی به نظر میرسه رو حرف بمون
    اینکه دست و دلباز نیستن؟؟الان یکمشو فهمیدی فردا که بشی عروس این خونواده و دیگه باهات رودربایسی ندارن تازه میفهمی که....
    چشماتو باز کن
    کفش نیست که نخواستی بگی یکی دیگه

    فقط و فقط از خواسته های حقیقیت به هیچ وجه نگذر

    حتی اینکه میگی نمیخوای از دامادهای خونوادتون کمتر باشه اینم خیلی مهمه خیلی

    اولویت هام رو می نویسم، خیلی کار سختیه:(
    ممنونم


    نقل قول نوشته اصلی توسط baby
    دینای عزیز
    چند نکته کلی در این خصوص میگم

    - همیشه ابتدای زندگی کم وکاستیهائی وجود داره و بمرور همه زمینه ها به یک پایداری خواهد رسید لذا مقایسه دو جوان (یک زندگی) در ابتدای راه با زندگیهائی که چند سال از شروعشان گذشته اشتباه است.
    به بیان دیگر دست از مقایسه چه قبل از خواستگاری ، چه هنگام خواستگاری و چه بعد از ازدواج با زندگیهای دیگر و سایر افراد برداریم.


    بله موافقم اما ناخوداگاه پیش میاد، به خصوص از طرف سایرین حتی اگه مستقیما چیزی نگن:(

    -دنبال 100% نباش ، یعنی کسی که از همه لحاظ عالی باشه . خواستگار بایست نمره قابل قبول بگیره.
    - ملاکهای اصلی و فرعی تون رو مشخص کنید (به نظر می رسه دقیق و شفاف تعیین نکردید)
    - وقتی فردی از ملاکهای اصلی نمره قابل قبول نگیرد قاعدتا مردود است. و متوسط نمره در اینجا مطرح نیست.
    - از آنجا که ملاکهای فرعی اهمیت کمتری دارد ، لذا نمره کم یک آیتم می تواند توسط آیتم دیگری جبران شودو متوسط نمره ملاک خواهد بود.

    در مورد اولویت هام باید بیشتر فکر کنم

    در کنار تمامی ایتمهای کمی ،دو موضوع مهم دیگر هم مطرح است
    1) ارزیابی های کیفی (اینکه یک خواستگاری تو دل برو نیست یک بحث کیفی است ) - ممکن است یک خواستگار از لحاظ کمی نمره بالای 80 کسب کند ، اما چون از لحاظ کیفی مردود بوده کلا رد شود.

    میشه در این مورد بیشتر توضیح بدین؟

    2) موضوع مهم دیگر توکل است ، یعنی اینکه من بعنوان یک انسان موظف به بررسی ، ارزیابی ، و.... هستم . اما در کنار همه این کارها یک وکیل (خدا) می گیرم که عالم به باطن است و به همه امور مخفی ، حتی آنچه در دل می گذرد و آنچه در فکر خطور می کند خبیر و آگاه است.
    با سپردن کار به یک همچین وکیلی و تکیه داشتن به او با اطمینان خاطر

    تصمیم خواهم گرفت


    وقتی به این مورد فکر میکنم هم می ترسم و هم ارامش میگیرم

  2. کاربر روبرو از پست مفید دینا. تشکرکرده است .

    دینا. (جمعه 19 خرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.