ممنون دوستای خوبم.
از شوهرم خواستم که به دیدن پدرشون حداقل تنهایی بره،اما شدیدا مخالفت کرد!
چند روز پیش پدرشوهرم به موبایلم زنگ زد من اصلا ابراز ناراحتی از طرف خودم نکردم و فقط گفتم که پسرتون یه ذره ناراحته،من خیلی سعی کردم آرومش کنم اما نتونستم.حتی واسه اینکه روز پدر هم خونشون نرفتیم عذرخواهی کردم!!!!!!!!!!
ازم برای رفع ناراحتی پسرشون راهنمایی میخواست!!!منم نمیدونم حرف خوبی زدم یا نه اما گفتم نمیتونم جای شما باشم و شمارو درک کنم اما فکر میکنم حالا که مامان راضی نشدن با شما بیان خودتون تنهایی تشریف میوردین،اتفاقا همون شب با یه جعبه شیرینی اومد خونمون! از من عذرخواهی کردو گفت لطفا زود قضاوت نکن!شما از همه چی خبر نداری!
رفتم سریع هدیه روز پدر رو که واسشون خریده بودیمو دادم دست شوهرم و ازش خواستم که به پدرشون بده و با هم آشتی کنن!
متاسفانه نمیدونم به چه دلیلی ولی بینهایت از مطلع شدن مادرشوهرم نگران بودند و خیلی سریع رفتند.







و گفت لطفا زود قضاوت نکن!شما از همه چی خبر نداری!

علاقه مندی ها (Bookmarks)