اصلا به جدایی فکر نکنید .این راه حل رو برای همیشه از ذهنت بیرون کنید .هیچ زوجی رو نمی تونید پیدا کنید که رابطه بی عیب و نقصی داشته باشند .منتها شکل و مدل مشکلات هر کدام متفاوت هست .مشکل شما اصلا حاد نیست .تنها به یک مدیر نیاز دارد که به درستی زندگی شما را مدیریت کند .اگر نتوانید همین زندگی را مدیریت کنید هیچ زندگی را نمی توانید سر و سامان دهید ..
به جدایی فکر نکنید .اصلا اینرا توی ذهنتان مدام تکرار نکنید که شما کجای این زندگی هستید و همسر سابق ایشان کجا و بچه اش کجا و مادرش کجا و ........جایگاه افراد در زندگی با هم یکسان نیست .اتفاقا اینکه شوهر شما در قبال فرزندش اینطور احساس مسیولیت می کند نشان می دهد که ذاتا انسان مسولیت پذیری هست و اگر برخوردش با شما متفاوت است دلیلش اینست که شما نتوانسته اید ایشان را به درستی مدیریت کنید .
دقیقا همان طور که راه حل جدایی را حذف می کنید همانطور هم باید به موازاتش برای خودتان هدفی تعیین کنید که پشتوانه و پس انداز شخصی داشته باشید ..می توانید برنامه ریزی کنید که وام بگیرید و جایی سرمایه گذاری کنید .مثلا سهام بخرید .اینطوری حقوقتان را پس انداز کرده اید و ایشان هم نمی تواند برایش برنامه ریزی کند .مثلا بگویید به مادرتان قرض داده اید پولتان را بدهید دست مادرتان برایتان پس انداز کند .خلاصه هزار و یک راه دارد شما که خانمی باید اینها را خوب بلد باشی ..اقلا هر ماه درصدی از پولت را پس انداز کن و لازم هم نیست مقدار و جزییاتش را برای شوهرت توضیح بدهی ..یک اشاره کلی و گذرا کافی هست .
ممکن هست که کمی اوایل برایتان سخت باشد اما با گذشت زمان به این رویه عادت می کنید ..
جایگاه شمارا توی زندگی خودتان تعریف می کنید این فکر که شوهر شما باید جایگاه شما را تعریف کند صحیح نیست ..برای همین هست که احساس یاس می کنید .او حسابگر هست شما هم باشید ولی محترمانه و متواضعانه .
نگران اینکه پس انداز هم ندارید نباشید گفتم که روزی دهنده خداست .اگر عقیده قلبی به این مساله داشته اشید ذره ای ترس و اضطراب نخواهید داشت ..








علاقه مندی ها (Bookmarks)