ماشین نو مبارک
عزیز من ملیکا جان
مشکلاتت رو خیلی بزرگ کردی ..
خوب شاید می خواسته سورپرایزت کنه که خواهرشوهرت از روی نا آگاهی خراب کرده ...البته کار خوبی کردی که به روی خودت نیاوردی ولی بهش بخند اصلا کاری نداشته باش که چیکار کرده ...
ملیکا کاری نداشته باش که از چه طریقی چیکار می کنه اصلا دخالت نکن بزار شوهرت کار خودش رو بکنه هر جوری که دوست داره خوشحالت کنه توام ازش تشکر کن وهمیشه بهش بگو واقعا تو چقدر خوبی که به فکر منی و داری تلاشت رو می کنی و بهش بگو وقتی این حمایتهاش رو می بینی دلت قرص میشه ..
مطمئن باش شوهرت با این حرفهات میشه همونی که دوست داری ملیکا اینو بهت قول می دم که عوض میشه و کم کم روت زوم میکنه ببینه تو از چی بیشتر خوشحال میشی پس تشویق یادت نره که تاثیر گزاره ...
ملیکا اصل مطلب رو دریاب و فعلا با سیاست زنانه ات امور رو بگیر دستت و هدایت کن !
مهم اینه که ماشین چهار چرخش می چرخه .....
الان بهش و به کاراش ذوق کن یعنی محصول رو بکار تا بعدا بتونی درو کنی !
پس زمان می بره تا خودت رو عوض کنی و او هم با تغییرات تو متوجه بشه که باید تغییر کنه ..
دنیا دوروزه بخند تا بهت بخنده !
در مورد پدرشوهرت هم توام باهاش حرف بزن یعنی نزار حرفهایی که بینتون ردوبدل میشه فقط بابت کار و قسط و این حرفها باشه ...باهاش در مورد چیزهای خوب و خنده دار بگو یعنی سعی کن به خنده بیاریش تا توی دلش جابیفتی !
یکیش من خودم همیشه با پدرشوهرم می گم و می خندم و حتی باهاش شوخی می کنم و باهاش بازیهای فکری انجام می دم ووووووووووولی درمورد برنامه ها و کارهام باهاش زیاد حرف نمی زنم و موقعی که حرفش پیش میاد به شوهرم نگاه می کنم تا اون صحبت کنه با پدرش چه موافق چه مخالف !
چون اینجوری من نظری رو نگفتم که بخوام انجام بدم اجازه می دم اونا باهم تصمیم بگیرند و من هم خوشم و خودم رو درگیر نمی کنم !
اگه شوهرت ببینه تو کاری نداری کم کم خودش نظرت رو می پرسه و وقتی پرسید خیلی با متانت و آرامش نظرت رو بده و اگر هم مخالفت کرد بگو نظرم رو چون پرسیدی بهت اعلام کردم و این فقط یک نظره
می دونم سخته ولی زمان می بره که همه چی درست بشه و شوهرت باهات یکی بشه ..
در مورد پدرت هم کار خوبی کرده که دخالت نکرده و اقعا جای تحسین دارهچون با دخالت اوضاع بدتر میشه










علاقه مندی ها (Bookmarks)