شميم عزيز سلام
اميدوارم قبل از هراقدام قانوني به تاپيكت سر بزني.
اگر بخواييم تا اينجا به يه جمع بندي از رويه اي كه در پيش گرفتي برسيم، بايد بگم
شميم از 6 ماه بعد از ازدواجش تصميم قاطع گرفت كه مشكلاتي كه باهاش روبرو بود رو حل كنه.
بنابراين مصمم شد و يه تاپيك 25 صفحه اي زد كه مثل يه كتاب آموزندس.
تاپيك بعديش 15 صفحه بعديش 8 صفحه و همينطور . يعني دست از سر مشكلات برنداشت و سعي كرد تا اونها رو حل كنه.
اما خوب بنا به دلايل زيادي تا اينجا اونطور كه دلش ميخواست نشد. شايد اگه كسي به عنوان نفرسوم زندگي شما رو ميديد تحسينت ميكرد اما از اونجاييكه خودت درگير بودي و فاصله اي از مشكلات نداشتي بنابراين به نظرت مشكلات همونطور باقي مونده بود.
حالا يه خواهش كه زيادم سخت نيست:
معمولا مشاوره ها ميگن 1 ماه از همسر و زندگيت كاملا فاصله بگير . كاملا
اين مدت شرايطي رو فراهم ميكنه تا تو به دور از همه تنشها و خستگي ها به دور از ديدن صفاتي كه در همسرت بود و تو رو آزار ميداد يكم روحت نفس بكشه.
يه فرصتي كه هيچ مسيوليتي در قبال همسر و زندگي مشتركت نداشته باشي.
فرصتي كه فقط به خودت اختصا ص داره.
تو اين مدت تا هر وقت كه خواستي بخواب
هروقت خواست گريه كن و ...
هيچ مسئوليي در قبال غذا درست كردن، لباس شستن ،خونه جمع كردن،حفظ ظاهر كردن و هزارتا چيز ديگه نداري
دقيقا ميشي دختر خونه.
شايدم شما به وقت بيشتري احتياج داشته باشي . هر قدر كه زمان ميخواي در اختياز خودت بذار تا روحت به آرامش برسه.
و هيچ اقدامي نكن. جواب اس ام اس نده. با خانواده همسرت تماس نداشته باش. كنجكاو نباش كه داره چيكار ميكنه. هيچي انگار كه هنوز مجردي.
صبر كن حالت بهتر بشه
مطمئن باش اون موقع تصميم درستي ميگيري .
تصميم درست لزوماً ادامه زندگي مشتر ك نيستا . فقط تصميمت درسته









علاقه مندی ها (Bookmarks)