بهارشادی جون به خدا همه این حرفا رو بهش گفتم.
حتی التماسش کردم
بهش گفتم ازت هیچی نمیخوام جز آرامش.
توروخدا سرم داد نزن.من به جهنم اون بیچاره چه گناهی کرده؟عصبی بشه اولین نفری که ضرر کنه ،ما دو نفریم.
توروخدا بهش رحم کن.من نه سرو صدا و گیر دادناتو میخوام نه منت کشیاتو.عادی باش.اصلا کاری بهم نداشته باش.
اما مثل اینکه نمیتونه
مثلا سر اینکه رفتیم تو یه مغازه بعد از اینکه یه ساعت با فروشنده خودش حرف میزده،من حیوونی در مورد قیمت یه چیزی ازش سوال کردم،یهویی از مغازه میزنه بیرون،منم از فروشنده معذرت خواهی کردم رفتم ،ده ثانیه طول نکشید .هزار تا توهین و تهمت بهم زد.حالا منم میشناسه هاچطور ادمی هستم.
خودش پرندشو برده گذاشته بیرون،من خواب بودم.تا بعدازظهر یادش رفته برش داره،اومده سر من داد میزنه چرا این حیوون تو افتاب بوده من یادم رفته تو برش نداشتی؟!!!!!!! و خلاصه هرشب یه ماجرای تازه.
وقتی حسابی منو اشکمو درمیاره.میره واسم یه عالمه خرید میکنه،میره تو انباری ابمیوه میگیره من صدای آبمیوه گیریو نشنوم،معذرت خواهی میکنه و ..............
دیگه حالم از معذرت خواهیاش به هم میخوره.ازش متنفر شدم.
حال خودم به اندازه کافی بده،با رفتاراش باعث میشه بدتر شم.به خدا معدم دیگه شدید درد میکنه بس که گشنه بودم.
مرسی اقلیماجان.باشه چشم سعیمو میکنم.
از اینکه بچه نرمالی نباشه چه جسمی و چه روحی خیلی میترسم.حتی خوابشو میبینم!











علاقه مندی ها (Bookmarks)