مریم جان خوب منم حموم می رم طول می دم ولی این معنیش این نیست که وسواسیم. فقط اب داغ دوست دارم. من فکر می کنم این درست نیست که بهش فشار بیارین که حمومشو کوتاه کنه یا موقع بیرون رفتن هی بهش بگین زود باش زود باش. خیلی جاها هست که واقعا مهم نیست ادم زود بره یا دیر. مثل مهمونیا. فقط سر کار یا کارای اداری یا قرارهای مهم مثل قرارای کاریه که لازمه سروقت رفت. واسه چی بهش سخت می گیرین؟
من سعی می کنم وقتی با یکی دیگه می خوام برم بیرون از یه ساعت زودتر شروع کنم به حاضر شدن. ولی اگه اون یکی زیاد بیاد رو مخم واقعا ترجیح می دم بیرون رفتنو بی خیال شم بگم خودت برو من نمیام. اعصاب زیادی که ندارم سر هرچیزی بخوام توی هول بیفتم. سر هر بیرون رفتن که نمی شه ادمو توی هول بندازن. یا مثلا اگه قرار باشه که برم حموم و زودی بیام بیرون خوب ترجیح می دم اصلا نرم حموم. چرا همونجوری که هست قبولش نمی کنی؟
دست چین کردن خونه این و اون رفتنو دقیقا نمی دونم چیه. ولی خوب ادم مجبورم نیست که هر کی صداش بزنه پاشه بره خونش. هر جا بخواد می ره هرجا نخواد نمی ره دیگه.
حساسیت و زود رنجیشو نمی دونم چیه. مثال بزنین بد نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)