سلام باربی نازنین
ضمن تشکر از صحبت های خوب سنجاب عزیزمن قصد ناراحت کردن مراجع رو نداشتم و همیشه همراهی با
مراجع رو در اولویت کارها میدونم و همه پست هام موید این مطلبه اما از این لحن مقصودی داشتم.
باربی نازنین
میدونستم از من میرنجی و من هم قصدم بیان همه واقعیت ها بود و میخواستم بدونم براش چه کارهایی کردی.
بدون ناله و گریهعزیزم من ازت پوزش میخوام برای رنجشت. خوب درکت می کنم. من فقط خواستم بدونی
زندگی زیبای تو بسیار با ارزش تر از اینه که هر کسی بخواد اون رو خراب کنه! برای همین تند نوشتم
باید بپذیری که مادر شوهر تو شخصیتش شکل گرفته و قصد تغییر نداره. پس شما باید یک راهی برای کسب آرامش
پیدا کنی که از گزند همه چیز در امان باشی.
یکی از این راهها افزایش ظرفیت روحیت و خونسردی کامل در مقابل حرف های ایشون و عصبانی نشدنه!
ایشون فقط میخواد که شما از کوره در بری تا بتونه حرمت شکنی کنه.
میدونم دوست نداری دیگه این اتفاق تکرار شه پس برای جلوگیری از تکرار این اتفاق باید یک پروسه رو توی ذهنت
بری و اون هم پیش بینی کردن حوادث و دوری از موقعیت های تنش زای اینچنینی هست عزیزم.
خوب برای اینکار باید با خودت تصور کنی که آرامش خودت از همه چیز برات مهمتره. باید اینم تصور کنی که باید
خودت به فکر خودت باشی. و بررسی کنی اگه جواب بدم چی میشه و اگر با خونسردی توضیح بدم چطور؟
بعد توی ذهنت یک مکالمه با خودت بکن. بگو خوب من باید به فکر خودم باشم و میدونم اون اخلاقش اینطوره. پس
خودمو میزنم به اون راه و میگم مادر جون خوبین؟ اگر جوابی نداد یا گفت ناراحتم شما با آرامش براش توضیح بدین
و سعی کنین بر افروخته نشین تا نتونه شما رو عصبانی کنه و با چشم گریون روانه کنه.
سوگند یاد می کنم که من یکی از فامیلای نزدیکمون رو که هیچ تنابنده ای از زبانش در امان نیست با همین
رفتار مغلوب کردم و با اینکه به هیچ کس احترام نمیذاره اما ببرای من و خانوادم احترام زیادی قائله....
راه مقابله با این آدمها فقط سیاست و زیرکانه برخورد کردنه.
میتونم بفهمم چه حالی پیدا می کنی اما میتونی با ذکر گفتن در اون لحظات به آرامش برسی و اینکه باید تصور
کنی اون داره به خودش توهین می کنه و چیزهایی که مناسب خودش هست رو به شما می گه پس خدشه ای به
شخصیت شما وارد نیست. و کم کم همین خونسردی و آرامش شما موقعیت تنش آفرینی رو از ایشون میگیره
باز هم ازت پوزش میخوام گلم که رنجیدی اما برای کمک بهت مجبور بودم.
امید دارم که حلال کنی نازنین
راستی میتونی بگی ریشه این رفتارهاش از کی شروع شد؟
با همه اینطوره یا فقط با شما؟
منتظر پاسخ هات هستم عزیزم
واقعا متاسفم که داشتم یک مراجع رو نا امید می کردمنوشته اصلی توسط باربی
عذر تقصیر. انقدر کار سرم ریخته بود دیر
تونستم بهت پاسخ بدم عزیز دلم و بگم چرا تند رفتم.
من مجردم اما تجربه یک بهم خوردن ازدواج رو داشتم و یک خانوم بسیار پرخاشگر که مادر خواستگارم
بود. هر کنایه ای که دلش میخواست به من می زد اما وقتی سکوتم رو می دید دیگه هیچ توهینی
نمی کرد. نمیتونی تصور کنی چقدر از شنیدن کنایه هاشون آزرده خاطر می شدم اما با سکوت و آرامش
براشون توضیح می دادم طوری که جرات نمی کرد توهین کنه. اما روزای بدی بود...خیلی بد
من خورد شدم. اما تونستم خودمو کنترل کنم ولی هنوز حرفهاش که یادم میافته قلبم میشکنه.
خوب بگذریم.
امیدوارم دیگه موجب ناراحتی و نا امیدی هیچ مراجعی نشم






عزیزم من ازت پوزش میخوام برای رنجشت. خوب درکت می کنم. من فقط خواستم بدونی 
عذر تقصیر. انقدر کار سرم ریخته بود دیر





علاقه مندی ها (Bookmarks)