سلام سارا جان، خسته نباشي گلم، از خوندن تاپيكت و تصميمت هم شوكه و هم خوشحال شدم و واقعا فكر نمي كردم از اين عشق بگذري اما تصميمت نشون داد كه واقعا ايشان را دوست داشتي كه از اين عشق گذشتي.
هر ادم يك ظرفيتي داره، يكي مي تونه با درد جدايي كنار بياد و بعد از يك مدت به روال عادي زندگي برگرده و يكي مثل من كه كلا تو يه عالم ديگه سير مي كنه.
نظر من كمي با نظر بقيه فرق مي كنه، من خودم بيشتر سرم رو به كار مشغول مي كنم و اتفاقا از مسافرت و تفريح فراري ام و بيشتر با نماز و دعا آروم ميشم ولي از چشم بقيه شدم يك دخترخاص با افكار عجيب و غريب!!!!
من هم در محيط بيرون كسي رو ندارم كه باهاش حرفم رو بزنم و كاملا به اين باور رسيدم كه بايد اين مسائل رو در خودم بريزم و دم نزنم چون هر چه بيشتر درد دلت رو به بقيه بگي بيشتر داغ دل رو تازه مي كني، در ثاني بقيه تا يك حدي به آدم مي تونند كمك كنند از يك جايي به بعد فقط خودت و خداي خودت مي تونند به سارا كمك كنند.
به قول معروف: اين نيز بگذرد......
موفق باشي گلم







، از خوندن تاپيكت و تصميمت هم شوكه و هم خوشحال شدم و واقعا فكر نمي كردم از اين عشق بگذري اما تصميمت نشون داد كه واقعا ايشان را دوست داشتي كه از اين عشق گذشتي.

علاقه مندی ها (Bookmarks)