ضمن تایید صحبتهای حامد عزیز لازم دیدم به نکته ای اشاره کنم
شما از دروغی که همسر دومتان و خانواده او به شما گفتند ناراحتید و رنجیده شاید راه مناسب این باشد که
اولاً صحت و سقم انجام این ازدواج موقت را تحقیق کنید؟!
مثلاً پی گیری کنید که آیا ایشان توانسته اند از این طریق استخدام شوند؟!
گرچه در صورت درستی این عمل بازهم جای بسی سوال است که چگونه یک نفر برای یافتن شغل چنین درخواستی را قبول می کند؟؟
آیا واقعاً چنین کاری عملی است؟؟
ثانیاً با خودتان روراست باشید آیا و اقعاً و از صمیم قلب تمایل به ادامه این رابطه رادارید؟؟ آیا بهتر نیست برای مدتی کاملاً از ایشان فاصله بگیرید
تا دقیقا تشخیص دهید ایشان در کجای زندگی شما هستند؟ آیا امکانش هست نفرت شما بخاطر دروغ ایشان در اینده بیشتر شود؟ یا کمالاتشان
آنقدر هست که بزودی فراموش کنید؟!
ثالثاً برخورد ایشان و شرط ایشان برای محروم کردن دیدار شما و فرزندتان در منزل شخصیتان بسیار شرط ظالمانه ای است؟؟
چگونه ایشان راضی شدند چنین شرطی برای طبیعی ترین حق یک پدر و فرزند که دیدار در خانۀ پدر یست بگذارند؟؟
شما چرا این شرط را پذیرفتید؟؟ (گرچه بعد از این ماجرا ها ایشان از این شرط گذشتند ولی بیان آن جای سول دارد.)
-------------
لازم نیست جواب سوالات آخر را برای ما بیان کنید؟ با خودتتان خلوت کنید و ببینید در صورت ادامه این رابطه
می توانید وظیفه پدری خود را که شرعاً و اخلاقاً با هیچ چیز دیگری جایگزین نمی شود بطور کامل و بدون آشفتگی
زندگی خصوصیتان و یا رابطه پدر و فرزندی انجام دهید.
موفق باشید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)