نقل قول نوشته اصلی توسط داود.ت
ترس از ناشناخته ها دارید یا ترس از اینکه مثلا دزدی یا غریبه ایی واردبشه ؟ ترس از دزد یا کسی که قصد صدمه زدن داشته باشد
یا تا به حال شده پیش دوستان و یا افرادی خود را ادم نترسی صدا کنی ؟خیر
شما همیشه ترس را به صفتهای خودت اضافه کردی!!خیر

دوست عزیز ذهن خود را درگیر چیزهای دیگر بکن مثلا اگر کتاب می خوانی سعی کن همه جا را به سکوت دعوت نکنی می توانی کنار کتاب خواندنت تلویزیون را هم روشن کنی و سعی کن در شلوغی باشی تا صدایی را نشنوی .
یه توضیح مختصر بدهم من از 8 صبح تا 11 شب بیرون از خانه هستم دانشگاه .باشگاه. کار
خانه در حومه واشنگتن 200 متر بسیار فدیمی(از همه جا صدا میاد) 4 خواب تا 4 ماه پیش 3 نفربودیم یک پسر اهل پورتوریکو یک دختر کانادایی خیلی خوب بود همیشه یکی بود ولی الان فقط 2 نفر شدیم
من پسری فوق العاده شاد اجتماعی و فعال هستم ولی کافیست چند ساعت تنها شوم بیشتر شبیه یه انسان روانی میشوم راه میرم گریه میکنم یاد بدبختیم می افتم فکر خودکشی. فکر میکنم کسی در خانه هست تنها کارمفیدم در تنهایی سنتور و نقاشی.

لی تا به حال این جرات را به خود دادی که که در تاریکی در حیاط قدم برداری؟!!iهییچوقت