RE: آیا کمک مالیه من به همسرم با توجه به شرایطم کار درستیه؟
سلام به همه دوستای خوبم
واقعا ممنونم از اینکه برام وقت می ذارید
بهار جان گفتی قسمت بدشانسی رو توضیح بدم:
راستش همسرم دو سال پیش در برهه از زمان خیلی خوب پیشرفت کرد طوری که از سمت کارشناس به مدیریت رسید و منم خیلی خیلی بهش بالیدم ولی روزگار طوری شد که یه بدشانسی تو کارش آورد و دوباره سمتش کارشناس شد و این برای همسر خیلی بد تموم شد طوریکه اعنماد به نفس و قدرت ریسکشو از دست داد و الان دچار سکون شده و نمی دونم چرا روحیه ای نداره و همیشه میگه اقلیما فقط به خاطر توئه که این کارو ول نمی کنم و ریسک نمی کنم چون می ترسم در ادامه کاری رو گیر نیارم و منم از همین می ترسم
و هم چنین در ابتدای زندگیمون همسرم یه کار خوب داشت که خیلی ها آرزوشونه ولی عموی من با وعده های مسخره اش باعث شد همسرم کارشو ول کنه و بره سر کاری که عموم پیشنهاد داد ولی نا چند ماه حتی حقوقم بهش ندادند چه برسه به............
هر چند همسرم حتی یک بارم به روم نیاورده ولی اینم از بد شانسی هاش بود که رو حساب من به عموم اعتماد کرد و من همیشه از بابت شرمنده ام........
گاهی اصلا دلم نمی اد تو این شرایط تنهاش بذارم و ناراحتشم
همیه اینا در حالیکه پدر شوهرم وضع مالیش خیلی خوبه و هیچ دریغی از ما نمی کنه ولی همسرم اصلا نمی خواد باری به دوش پدرش بذاره و ازش کمک بگیره.......
یه بار تو درفترچه خاطراتم نوشته بودم که حاضره از پولای باباش یه هزاری کم نشه ولی مهم نیست براش که من هرچی دارم و ندارم رو بهش میدم
و اونم بدون اطلاع من خونده بود و تا چند وقت دمق بود(من از اینکه مدل گذاشتن دفترچه خاطراتم عوض شده بود فهمیدم)
آیا به نظرتون این بار بگم قسط رو نمی دم به نظرش خودخواه به نظر نمی ام که اینکه تو این شرایط بدش به فکر خودم هستم.........
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)