کاغذ...
قلم...
دو چشم ورم کرده...
دل...
سلام!
آقا اجازه!
من سردم است
می کشد آغوشم انتظار
آقا اجازه!
خسته ام از این همه فریب
تا کی؟الی متی؟
همه را پیر کرده اي
آقا اجازه!
فکر کنم دیر کرده ای
آخر چرا؟
نگو که دعایت نمی کنیم
شب های سرد جمعه صدایت نمی کنیم
من هر قنوت نام تورا گریه می کنم
حتی اگر شکوفه کند بی تو باغمان
عادت کند نبود تورا چشم اسمان
حتی اگر نفس به تو بی اعتنا شود...
آقا اجازه!
ما دلمان تنگ می شود...!
![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)