به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 79

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 دی 91 [ 17:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-07
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    732
    سطح
    14
    Points: 732, Level: 14
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    89

    تشکرشده 93 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: روابط همسرم قبل ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین2010
    سلام
    ممکنه حرفام تلخ باشه ولی از نظر خودم واقعیتی را که میبینم میگم
    شما به عنوان یه مرد باید بیشتر به واقعیات جامعه و رابط بین انسانها اگاه باشید
    وقتی مطالبتون را خوندم که شما پایه را صداقت گذاشتید و یه ذره هم فکر نکردید که چه معلوم کسی که نمیشناسیدش و تازه تصمیم به اشنایی گرفته اید هم ادم صادقی باشد
    کاش اول در مورد صداقتش امتحانش میکردید بعد به صداقتش اطمینان میکردید نمیدونم چرا حتی نخواستید یه تحقیق معمولی در مورد خانواده اش داشته باشید
    این که یه روال معمول و روتین هست (تحقیقات قبل از ازدواج) اما شما نخواستید اینقدر زحمت هم به خودتون بدهید و یا نخواستید یه ذره از کسی حرف بشنوید
    کاش وقتی در مور خواهر و برادرش حقیقت را دانستید یه ذره دست نگه میداشتید و صبر میکردید
    الان نمیدونم چی بگم پیشنهادم زیاد جالب نیست شاید هم درست نباشه چون اینجا یه طرفه به قاضی رفتنه و هنوز صحبتهای طرف را نشنیده ایم و نمیخواهم خدای ناکرده پیشنهادی بدهم که ابروی کسی بره شما سعی کنید رابطتون را با ایشون محدود کنید و فعلا دست به کمر راه برید تا یه مدتی و همه مدارکی که در مورد ایمیل ایشون و رابطشون با یه نفر دیگه هست را نگه دارید
    مثلا پسورد ایملشون را عوض کنید یا هر کار دیگه
    و یه برنامه که فکر میکنم اسمش spkرا رو کامپیوتر ایشون نصب کنید( نباید بدونه که اینکار را کرده اید ) و بعد از یه مدت دیگه پرینت موبایل ایشون را بگیرید
    به هر حال مشخص میشه چقدر رو حرفش مونده و به شما وفادار هست
    بله شما تا حدی درست می فرمایید.
    من از اول زندگیم با همه صادق بودم. یا کاری نمی کردم یا اگر کاری می کردم و حرفی می زدم پاش وامیستادم. حتی اگر نتیجش خراب بود. دروغ برام هیچ معنایی نداشت.
    من ایشون رو قبلا توی دانشگاه می شناختم، دختر خیلی خوبی بود و ملاکهای مورد نظر من رو داشت ولی موقعیت ازدواج نداشتم.
    بعد از چند سال اتفاقی دیدمش و صحبت و روابط شروع شد. من پایه ارتباطم رو روی صداقت گذاشتم چون می خواستم یه رابطه سالم و خوب داشته باشم. ولی خوب ایشون صداقت نداشت. وحالا دلیل اون نداشتن صداقت رو ترس از آینده و از دست دادن موقعیت زندگی عنوان می کنه.
    من ابتدا مقداری در مورد خوانوادش تحقیق کردم ولی مساله ای مشخص نشد. بعد که خوانواده وارد شدند و تحقیقات ریزتر شد این مسایل معلوم شد.
    نمی گم من اشتباه نکردم. بله سادگی کردم. ولی فکر نمی کردم این دنیا اینقدر داغون شده باشه. همیشه افراد دور و برم افراد خوبی بودند یا حد اقل با من خوب برخورد می کردند. من فکر نمی کردم یه روزی این اتفاق برای من بیوفته و بخاطر همین هم خیلی اوضاعم بهم ریخت.
    الان هم ایشون هر روز زنگ میزنه میگه پشیمونم. همش ازش می خوام تنها باشیم تا فکر کنیم و درست تصمیم بگیریم. ولی دیروز ایشون اومدند اینجا و من نتونستم بخاطر حضور پدر و مادرم مانع ایشون بشم و الان هم خونه ماست و می خواد تا اخر هفته بمونه و همش می گه شرمندم و پشیمونم. امیدوارم همینطور باشه و مثل حرفای قبلش نباشه.
    خودم هم قصد دارم یه مدت با یه شرایطی کنترلش کنم اگر دیدم واقعا می خواد جبران کنه و پشیمونه. یه بار دیگه بش این فرصت رو بدم ببینم چطوریه اوضاعش.
    اگر واقعا پشیمون باشه و بخواد جبران کنه درست نیست نا امیدش کنم. تا حالا تو زندگیم کسی رو نا امید نکردم. گرچه هم آرزوها و امیدها و احساس من رو به باد داد. ولی بالاخره یه خدایی هم هست که هوای ماها رو داشته باشه و گفته ببخشید. بالاخره انسان و هزار راه خطا و هزار لغزش. امیدوارم خدا کمکمون کنه.
    اگر دیدم می خواد واقعا خوب زندگی کنه این فرصت رو بهش می دم. اگر نه.. دیگه من تمام تلاشم رو کردم ولی ادامه دادن بیهودست. امیدوارم به اونجاها نرسه.
    به هر حال ممنون از پاسختون

    شاید اون خانم واقعا توبه کرده و پشیمونه اما اونجور که گفتی نمیتونی این چیزا رو نادیده بگیری.به نظر من از هم جدا بشین شما با این شک بعدا دچار مشکل میشین. البته این نظر شخصی منه .باید به خودت نگاه کنی اگه میتونی با این موضوع کنار بیای ببخشش و به زندگیتون ادامه بدین.
    همسرتون خودش خواست ایمیلشو چک کنید؟
    نمی تونست ایمیلش رو چک کنه. پسش رو به من داد که چک کنم. توی inbox چیزی نبود ولی توی قسمتای دیگه mail یه چیزایی بود که من خیلی اتفاقی دیدم و این مسایل پیش اومد. نمی دونم خواست خدا بود چی بود! که اونروز ایشون نتونه میل رو چک کنه و منتظر یه ایمیل مهم باشه و این اتفاقا بیونفته. به هر حال گذشته!
    بله همش میگه پشیمونم و میخوام جبران کنم. من هم نمی تونم فراموش کنم ولی امیدم به خداست که بتونم بزارم کنار این افکارو کم کم. به هر حال گذشته رو نمیشه جبران کرد. ولی میشه آینده رو ساخت. چه بسا همین آدم آینده از صد نفر مثل من بهتر زندگی کنه و پیش خدا عزیزتر باشه.

  2. 4 کاربر از پست مفید badbakht تشکرکرده اند .

    badbakht (سه شنبه 10 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.