مهمانیهایی که دعوت بودیم نمی رفتیم ،اصلا فامیل های خودشون رو اجازه نمیداد بشناسم همیشه سعی می کرد از همه دور نگه م داره ،بیشتر دوست داشت جایی باشیم اصلا آشنایی اونجا نباشه اگه مسافرت می رفتیم و از شهر خودمون و خانوادشون دور می شدیم رفتارش بهتر می شد .ایشون به هیچ عنوان حاضر به رفتن پیش مشاور نیست میگن من مشکلی ندارم
ای خدا خستم خسته ی خسته
علاقه مندی ها (Bookmarks)