بخش اول: گندمزار و اقليما
از اقليما انتظار صبوري و دقت بيشتري ميره.
با وجوديكه احساس ميكنم نسبت به من يكمي حساس شديد و زود موضع ميگيريد اما خواستم به عنوان پست پاياني در اين باب بگم كه من شخص اقليما رو نميشناسم اما مشكلاتش رو ميدونم . از اينكه دچار مشكله ناراحتم و هر بار تاپيكهاي جديدش رو ميخونم . اگرم عقيده اي به ذهنم برسه ميگم.
هر چند اقليما اونطور گريه كنه كه با گندمزار اشتباه گرفته شده و هر چند بعد از چند ده روز خانوم مريم 123 به خاطر اشتباه گرفتن اقليما با گندمزار عذرخواهي كنه!!! خوب اينها علائميه كه ميشه روحيات افراد را در دنياي مجازي هم شناخت.
وقتي خانوم مريم 123 ميگه : هر چي من خواستم چيزي نگم ... يعني... خيلي حرفها تو اين طرز حرف زدن هست.
به هر حال دوست داشتم بگم سعي كن مستقل باشي. مستقل از تاييدها و مستقل از برچسبهايي كه ذهنت روي افراد ميچسبونه.
وقتي اقليما به شميم ميگه سعي كن نكات مثبت همسرت رو ببيني، چطور نميتونه نكات مثبت عقيده فردي رو ببينه كه بهش برچسب زده.
اگه شما در اين زمينه موفق ميشدي حتما به صورت كاربردي به شميم راهكار ميدادي كه چطوري نكات مثبت فردي رو ببينه كه با نظراتش خيلي موافق نيست. و تو اينجا ميتونستي مثال من رو بزني.
بخش دوم: توضيحات تكميلي
:مثل گذشته در دسترس همسر و خانواده همسرت نباش
البته توضيحاتي پيرامون اين مطلب داده بودم و اما توضيح بيشتر
يعني فعلا شميم روحيه خودش رو ترميم كنه. در اين شيوه ، هدفش جلب رضايت همسر و خانواده همسرش نباشه. هدفش متمركز شدن روي خودش و بازسازي احساسات ، تفكر و عواطفش باشه.
خودش رو دوست بداره، براي رضايت خودش تلاش كنه تا به تعادل برسه. اگر برنامه اي داره و همسرش پيشنهاد ديگه اي ميده كه ميتونه به تعويق بندازه با جرات مندي و شيوه درست بگه كه من الان فلان برنامه رو دارم بذاريم براي يه وقت ديگه.
يا وقتي همسرش اطلاع نميده كه تولد يكي از اعضاي خانوادشه و چند ساعت قبل از رفتن ميگه تولده، شميم از جونش مايه نذاره كه كيك بگيره و گل بگيره و اونجا رو شاد كنه.(مثالي كه شميم گفته ميتونه مواردي از اين دست هم باشه)
مهم شادي دروني شميمه . نه جلب رضايت بقيه.
متشكرم![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)