سلام آویژه عزیز
من فکر میکنم شما از اون دسته آدمهای فعال و با انظباطی بودید که بر خلاف ذات خودتون در یه چرخه از زندگیتون
(دوران دانشجویی و دغدغه های خاص خودش) به یک بی انگیزگی رسیده بودید و حالا که اون دوران رو پشت سر
گذاشتید همونطور که خودتون گفتید ضمیر ناخوداگاه شما هنوز داره با اون قضیه کلنجار میره و این بر میگرده به همون
ذات منظبط شما
به نظر من بهتره یک فعالیت و یا سرگرمی جدید برای خودتون درست کنید و تلاش و سعی تون رو بکنید تا در اون موفق
باشید اینجوری اون حس سختگیر و منظبط شما ارضاء میشه و کمتر از این کابوس های بد می بینید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)